آمد و مرا خبر داد از اينكه ، امّتم اين فرزندم را خواهند كشت ! . ( بجبرئيل ) گفتم ، اين را ؟
جبرئيل ( گفت ) آرى .
و « ضمنا » از تربت قبرش كه خاك سرخ رنگى است ، مشتى برايم آورد . »
حاكم ، دربارهء اين حديث ، گفته :
« هر چند ، مسلم و بخارى ، آن را روايت نكردهاند ، و لكن به نظر آن دو هم صحيح است . »
و ( حاكم ) در صفحهء 179 همان كتاب ميگويد :
« ابو العباس ، محمد بن يعقوب ، از محمد بن اسحاق صنعانى ، از محمد بن اسماعيل بن ابى سمينه ، از محمد بن مصعب ، از اوزاعى ، از ابو عمّار ، از ام الفضل ، روايت كرده كه گفت : رسولخدا ( صلى اللّه عليه و سلم ) در حالى كه ، حسين ، در دامنش بود ، فرمود :
جبرئيل ( عليه الصّلوة و السّلام ) خبر داد مرا كه امّتم ، حسين را ميكشند . »
آنگاه ، حاكم ، ميگويد :
« ابن ابى سمينه ، روايت را مختصر كرده ، ( و گرنه روايت ، بيش از اينست ) .
و ديگران ، همه آن را ، از محمد بن مصعب ، نقل كردهاند . »
و اين روايت را حافظ « بيهقى » نيز در كتاب « دلائل النبوة » - آنجا كه شرح حال حسين عليه السلام را نقل كرده - ميگويد :
« محمد بن عبد اللّه حافظ - يعنى حاكم نيشابورى - از ابو عبد اللّه ، محمد بن على جوهرى ، در بغداد ، با همان سند و عبارت بالا ، برايم نقل كرد . »
و حافظ « ابن عساكر » نيز در « تاريخ الشّام » اين حديث را از طريق زير ، نقل كرده است :
« ابو عبد اللّه غراوى - بسند عالى - از ابو بكر بيهقى ، از محمد بن عبد اللّه ( حافظ ) بسند و عبارت اوّل ( حاكم ) . »
و نيز ميگويد : « ابو القاسم بن سمرقندى ، از ابو الحسين بن النقور ، از ابو الحسن احمد بن محمد بن عمران - معروف بابن الجندى - ، از ابو روق ، احمد بن محمد بن
سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى ) — صفحة 69
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٦٩