تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
چنان كه اين واقعه را ، فقيه - ابن مغازلى - در « المناقب » ، و حافظ جنابذى حنبلى - ابن الاخضر « 1 » - در « معالم العتره » ، بطور مرفوع ، از طريق امير المؤمنين - على عليه السلام - با اين عبارت ، نقل كرده‌اند كه : ( رسولخدا فرمود : ) « وقتى دخترم - فاطمه - وارد محشر مىشود ، لباسهائى خونين ، با او است . سپس بپايه‌اى از پايه‌هاى عرش ، چنگ مىزند و عرض مىكند : اى جبّار ! ، بين من و قاتل فرزندم ، داورى كن ! بخداى كعبه ، سوگند ! كه بنفع دخترم داورى مىكند . » اين حديث را « سيد محمود شيخانى مدنى » در كتاب خود - الصراط السوى - ، بر صحت گفتار « سليمان بن يسار هلالى « 2 » - » ، گواه آورده است . گفتهء - سليمان - چنين است : « سنگى را يافتند كه بر آن ، نوشته بود :
هامش
( 1 ) - « ابو محمد ، عبد العزيز بن محمود جنابذى بغدادى ، كه در سال 611 وفات كرده ، حافظ ، ثقه و حجتى فاضل بود . و ما ، در بين شيوخ خود - چه در سفر ، چه در حضر - كسى را از حيث كثرت مسموعات ، معرفت بمشايخ خود ، حسن اصول ، و حفظ و اتقان ، مانند او نديديم . امين و متدين بود و روش نيكو داشت . » . اين ، قسمتى از مطالبى است كه - شذرات - در جلد 5 ، صفحه 46 و 47 ، در ثناى او آورده است . ( 2 ) - « سليمان بن يسار مدنى » ، از بزرگان تابعين و از رجال - صحاح ستّ - است در پيشوائى ، وثاقت ، علم ، و فقه و امانتش ، اتفاق دارند . بسال 107 ، در سن 73 سالگى درگذشته است . در اين باره بكتب زير ، مراجعه شود : « تاريخ كبير » بخارى ، جلد 2 ، قسمت 2 ، صفحه 42 . « طبقات ابن سعد » ، جلد 5 ، صفحه 130 . « الجرح و التعديل » ، جلد 2 ، قسمت 1 ، صفحه 149 . « تهذيب التهذيب » جلد 4 ، صفحه 228 تا 230