( ص ) است ، زيرا او ، مقتدا و پيشوا است .
ملاحظه ميكنيم كه آنحضرت ، عمرى را با قلبى اندوهبار ! و خاطرى پريشان ! سپرى كرد . پيوسته با غصّه و اندوه ، هماغوش بود . از زمانيكه در خواب ديد - بنى اميّه - همچون ميمونها بر منبرش بالا ميروند ، تا زنده بود ، آسودهخاطر و خندان ديده نشد « 1 »
و مىبينيم كه از گريه كردن - حسينش - ناراحت و اذيّت ميشد . و در حديث صحيح حافظ - ابو القاسم طبرانى - در كتاب « المعجم الكبير » از طريق يزيد بن ابى زياد ، آمده كه :
« پيامبر صلى اللّه عليه ، از خانهء عايشه رضى اللّه عنها بيرون آمد و بر خانهء - فاطمه - گذر كرد ، ناگهان ، صداى گريهء - حسين رضى اللّه عنه - را شنيد ! .
( بفاطمه ) فرمود :
مگر نميدانى گريهء او ، مرا آزار ميدهد ؟ . »
خوب دقّت كن ! در صورتى كه پيامبر اكرم ( صلى اللّه عليه و آله ) از گريهء ريحانهء خود - حسين - اينچنين ناراحت مىشود ؛ پس چه حالى خواهد داشت هنگاميكه ويرا با فجيعترين وضعى كشته به بيند ! و به خاك و خون ، آغشته بيابد ! و او را بنگرد كه برو افتاده و چهرهء نازنينش در خاك ، غوطهور است ! رگهاى گردنش پاره شده ، و سرش را از قفا بريدهاند !
در حالى كه عمامه وردائش بيغما رفته ! و باد بيابان ، خاك و خاشاك ، بر پيكرش ريخته است ! .
تو اى خوانندهء ( عزيز ) ! فكر ميكنى ، پيامبر اعظم ( صلى اللّه عليه و آله ) ، هنگاميكه او را سربريده ، عطشان ، تنها و غريب ، مشاهده كند ، چه حالتى دارد !
هامش
( 1 ) - حافظ كبير - بيهقى - اين حديث را در « دلائل النبوة » - كه نسخهاى از آن ، نزد ما موجود است و للّه الحمد - به همين عبارت ، ذكر نموده ، و گروهى از بزرگان ، از وى گرفته و در كتب خود ، نقل كردهاند .