هنگاميكه جگرش از سوز عطش ، تفتيده است !
و اعضاء شريفش ، در زير سم ستوران ، كوبيده شده !
آه ! ، هزاران آه ! ، وا اسفا بر او !
« الجسم منه بكربلاء مضّرج * و الرأس منه على القناة يدار »
[ در كربلا ! ، جسم شريفش به خون ، آغشته ميگردد !
و سر نازنينش ، بالاى نيزه ، شهر به شهر و ديار بديار ، گردانده مىشود . ! ]
آه و افسوس بر او ! ، آه و افسوس بر او !
اهل بيتش ، بسان بردگان ، اسير ميشوند ! ، دست و پايشان باغل و زنجير ، آشنا ميگردد ! ، آنها را بر جهاز شتران ، در بيابانها سوق دهند ! بحالتيكه رخسارشان از گرماى آفتاب ، سوزان است !
آه !
وا اسفا ! بر دختران محمد !
« اصواتها بحت وهن نوادب * يندبن قتلاهن بالايماء »
[ از بس گريه كردند ، صدايشان گرفته شد !
( دگر ) بركشتگان خود ، با اشاره ، ندبه ميكردند ! ]
* * * چنان كه حزن و اندوه پيامبر ( ص ) در طول حياتش ادامه داشت ، و مصيبت جانكاه فرزند عزيزش - با وجود اينكه هنوز بوقوع نپيوسته - صحنهء زندگى او را تيره و تار كرده بود ؛ همچنين ، بر ما و كسانى كه او را براستى باور دارند و در ولايش صادقاند و عامل سنن اويند ، لازم و سزاوار است كه در اين مصيبت سنگين ، همواره اظهار همدردى و سوگوارى نمائيم ؛ و تا قيام قيامت ، بر جگر گوشهء پيامبر اعظم ( صلى اللّه عليه و آله و سلم ) ، گريه و ناله سر دهيم ! .
فقيه « ابن مغازلى واسطى » در كتاب « المناقب » ، - كه نزد ما موجود است و للّه الحمد ! - حديثى نقل كرده كه :