تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
از انس ، نقل مىكند ، كه « انس » گفت : « فرشته‌اى از پروردگار خود ، اجازه خواست ، تا پيامبر ( صلى اللّه عليه و سلم ) را زيارت كند . خداوند ، اجازه‌اش داد . و اين ، در روزى بود كه نوبت امّ سلمه بود . حضرت ، بوى فرمود : مواظب در خانه باش ، تا كسى بر ما وارد نشود . هنگاميكه - امّ سلمه - دم در ايستاده بود ، حسين ، وارد شد . هجوم آورد ( و داخل اطاق شد ) ، و بگردهء رسولخدا ( صلى اللّه عليه و سلم ) پريد . حضرت ، شروع كرد او را بوسيدن و نوازش كردن . فرشته پرسيد : آيا او را دوست ميدارى ! ؟ فرمود : آرى ! ( فرشته ) گفت : امتّت او را خواهند كشت ! . و اگر بخواهى ، آنمكانيرا كه در آن ، كشته مىشود ، به تو نشان دهم ؟ آنگاه ، آنمكان را به حضرت ، نشان داد و ماسه يا خاكى سرخ رنگ ، بياورد . امّ سلمه آن خاك را گرفت ، و در ( گوشهء ) لباسش نهاد . ثابت ، ميگويد : ما همواره ميگفتيم ، كه آن سرزمين ، - كربلا - است ! . » « ابو حاتم » نيز ، در - صحيح - خود ، و « احمد » هم ، مانند او نقل كرده‌اند . و - ملا - اينرا اضافه كرده كه : ( امّ سلمه ميگويد : ) رسولخدا مشتى از خاكى سرخ رنگ به من داد و گفت : اين ، از تربت آن زمينى است كه - حسين - در آن كشته مىشود ، هر وقت ديدى اين خاك ، به خون ، مبدل شد ، بدان‌كه او كشته شده است ! . امّ سلمه ميگويد :
سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى ) — صفحة 104 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / همدانى