تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
من ، آن را در شيشه‌اى كه داشتم ، ريختم و ميگفتم : روزيكه اين خاك ، در آن روز ، به خون مبدل گردد ، هر آينه روز بزرگى است . ( چيزى نگذشت ) كه ( حسين ) در زمين كربلا - از اراضى فرات ، در ناحيهء كوفه - بشهادت رسيد . و « سنان بن انس نخعى » او را بقتل رسانيد ، و برخى ، غير - سنان - را قاتل او دانسته‌اند . چون سرش را بنزد - يزيد - فرستادند ، در اولين منزل ، در حضور آن - سر - ، در حالى كه بشرابخوارى پرداخته بودند ، دستى با قلم آهنين ، از ديوار بيرون شد ، و سطر ( زير ) را با خون نوشت : آيا امّتيكه - حسين - را كشتند ، اميدوار هستند كه جدّش در روز حساب ، شفاعتشان كند ؟ ! « 1 » و چون ، اينرا بديدند ، سر را گذاشته فرار كردند . » * * * اين حديث را راويان زير نيز ، نقل نموده‌اند : منصور بن عمّار ، و ابو الهدى در كتاب « ضوء الشّمس » جلد 1 صفحه 97 و 98 ، و حافظ - قسطلانى - در كتاب « المواهب » جلد 2 ، صفحه 195 ، از بغوى و ابو حاتم و احمد . و حافظ - سيوطى - در « الخصائص الكبرى » جلد 2 ، صفحه 125 ، از بيهقى و ابو نعيم . و مؤلّف « كنز العمّال » در جلد 6 ، صفحه 223 . و - سيد محمود شيخانى - در « الصّراط السّوى » از - احمد - و - عماد الدّين عامرى - در شرح « بهجة المحافل » جلد 2 ، صفحه 236 .
هامش
( 1 ) -أترجو امّة قتلت حسينا * شفاعة جده يوم الحساب
سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى ) — صفحة 105 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / همدانى