( حسين ) وارد شد ، و شروع كرد بپريدن بر پشت رسولخدا ( صلى اللّه عليه و سلم ) .
و پيامبر ( صلى اللّه عليه و سلم ) او را نوازش ميكرد و ميبوسيد . »
( و نيز ابن عساكر ، از دو طريق ، نقل مىكند ) :
( طريق اول ) : ابو يعقوب ، يوسف بن ايوب ، از ابو الحسين ، محمد بن على ، المبتدى باللّه .
( طريق دوم ) : ابو غالب بن البنا ، از ابو الغنايم ، عبد الصمد بن على . ( ايندو نفر :
المبتدى باللّه و عبد الصمد بن على ) از عبيد إله بن محمد بن اسحاق ، از عبد إله بن محمد ، از ابو محمد شيبان بن ابى شيبه ، با همان سند و بعبارت طبرانى ، اين روايت را نقل كردند .
سپس - ابن عساكر - ميگويد :
« اين حديث را ، ابو المظفر القشيرى ، از ابو سعد ، محمد بن عبد الرحمن ، از ابو عمرو بن حمدان ، از ابو يعلى ، از شيبان بن فروخ ، باسناد و لفظ ابو يعلى - كه قبلا ذكر شده است - براى ما نقل كرد . »
و آن را ، حافظ - محب الطبرى - در كتاب « ذخائر العقبى » صفحه 146 و 147 از « بغوى » - كه از معجمش نقل كرده - آورده است .
و نيز آن را « ابو حاتم » در صحيحش ، و « احمد » در مسندش ، ذكر كردهاند .
ابن عساكر ، آن را در « تاريخ الشام » جلد 4 صفحه 325 ، چنين آورده :
« رسولخدا ، شروع كرد به نوازش كردن و بوسيدنش »
سپس ميگويد :
« و در روايت ديگرى دارد ، كه پيامبر ( صلى اللّه عليه و سلم ) بامّ سلمه گفت :
اين تربت ، امانتى است نزد تو ، هر وقت به صورت خون درآمد ، بدانكه فرزندم كشته شده است ! .
امّ سلمه ، آنخاك را در شيشهاى ريخت ، و همه روز به آن نگاه ميكرد و ميگفت :
( اى خاك ! ) روزيكه تو ، به صورت خون درآئى ، روزى است بس بزرگ ! »
سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى ) — صفحة 101
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص١٠١