اينچنين مراتب طاعت و معصيت به حسب اختلاف فرمانبرى و ستيزهگرى صاحبان آن ، تفاوت مىكند . و در روايت آمده است كه : « برترين كارها دشوارترين آنهاست . » و به طور متواتر در ابواب پراكندهاى راجع به طاعات و معاصى ، اختلاف مراتب آنها از نظر والايى و پستى و پاداش و كيفر بياناتى رسيده است . و عقل سليم نيز به همين مطلب حكم مىكند و بيشتر آيات قرآنى ، مردم را به حكم عقل حواله مىدهد و معيار عقل نيز همان فرمان بردن از خداوند و ترك ستيزه با او است و نه جز آن . و اين دو امر ، آشكارا به حسب مراتبى كه دارند تفاوت مىيابند . و از آنجا كه مدار نيكبختى و نگونبختى ( سعادت و شقاوت ) نيز همين دو امر است ، پس اين دو امر به حسب مراتب فرمانبرى و ستيزهگرى ، داراى پهنهء گستردهاى است .
از اينجا آشكار مىگردد كه سعادت مخصوص گروندهء دين حق ، همان كمال او است و اما مطلق سعادت مخصوص به گروندهء به دين حق نبوده بلكه در ديگران نيز يافت مىشود . البته به شرطى كه روح انقياد و فرمانبرى داشته باشند و عناد و ستيزهجويى در آنان نباشد . و اين همان چيزى است كه عقل به آن حكم مىكند و از شرع نيز آشكار مىشود ، زيرا شرع حدود احكام عقلى را تعيين
هامش
- است - آن طاعت ارزش خواستن ندارد ، بلكه طاعتى طاعت است كه « قرب » بياورد ، و زمينهساز طاعت ، دل شكسته داشتن و ذلت و فقر خود را ديدن است . انسانى كه عجب به عمل خويش دارد هيچگاه به درگاه خداوند « عذر » نمىآورد . و تا « عذر » نياورد به « قرب » نمىرسد .
فافهم و تأمّل ! پس بيان بلند علامه به معناى « جواز گناه » نيست . حاشا كه آن بزرگ بخواهد گناه كردن را جائز و روا بشمارد ، بلكه در مقام تبيين و توضيح آثار اعمال و عبادات آدمى است . تيغ سزاست هركه را فهم سخن نمىكند !
قريب به مضمون فوق پيرامون مطلبى كه ذكر شد تقريبا در آثار اكثر عارفان بزرگ ديده مىشود و عجبى هم نيست ، چه ، به قول شيخ بهائى :در كوى ما شكسته دلى مىخرند و بس * بازار خود فروشى از آن سوى ديگر استقصد از اين توضيح صرفا تنبه دادن و يادآورى به خوانندگان سخنسنج و نكتهدان بود و بس .
خوانندگان علاقمند را دعوت مىكنيم كه براى توضيح بيشتر به كتاب « مستمسك العروة الوثقى » تأليف مرجع فقيد مرحوم آيت اللّه حكيم ( ره ) ، جلد 1 ، ص 391 مراجعه نمايند . - م .