او است ، در عين حال شهود جميع حقايق و حقيقت اخير خود او نيز هست ، و از آنجا كه انسان در هنگام رسيدن به آن مقام و الا به « فنا » مىرسد ، پس او در عين فانى بودن شاهد خويشتن نيز هست . و اگر خواستى ، بگو كه حقيقت انسان ، خود شاهد خويشتن است و خود انسان فانى است !
پس كمال حقيقى براى انسان ، رسيدن او به كمال حقيقى خود از نظر ذاتى و عوارض ذاتى است ، يا وصول او به كمال پايانى خود از نظر « ذات » و « وصف » و « فعل » است كه مقصود همان فناى « ذاتى » و « وصفى » و « فعلى » « 1 » در حقّ سبحان است كه توحيد ذاتى و اسمى و فعلى گفته مىشود . و اين مقام عبارت است از اينكه انسان با شهود خود مىيابد كه هيچ ذاتى و وصفى و فعلى جز براى خداوند سبحان ، آن هم بهگونهاى كه در خور و شايستهء قدس حضرتش - جلّت عظمته - باشد در ميان نيست ، بدون اينكه به « حلول و اتحاد » بينجامد ، كه خداوند پاك و منزه از اين دو است . و اين برهان از موهبتهاى خداوند سبحان است كه اختصاص به اين رساله دارد . و خدا را سپاس .
آنگاه حاصل برهانى كه در اول فصل مذكور افتاد اين است كه شهود و شناخت اين حقايق پيچيده در شهود نفس و شناخت آن است . پس نزديكترين راهها براى رسيدن به مقصود ، همانا روش معرفت نفس است . و پيش از اين گذشت كه راه معرفت نفس نيز اعراض و دورى جستن از غير خدا و توجه كامل به خداوند پاك است .
دنباله
هنگامى كه به بررسى و تتبع در كتاب و سنت مىپردازيم و به نيكى در اين دو تأمل و انديشه مىكنيم ، درمىيابيم كه معيار پاداش و كيفر ، همان اطاعت و فرمانبردارى يا سركشى و ستيزهگرى است . و اين نيز مسلم و آشكار است كه همهء گناهان و حتى گناهان كبيره ، هنگامى كه از روى جهل و نافهمى از كسى
هامش
( 1 ) . مرحوم علامه ( قدس سره ) در اينجا به مسئلهء فنا و به ويژه قسم « فناى ذاتى » تصريح فرمودهاند . در فصل پنجم نيز چند جا به اين موضوع تصريح مىفرمايند . - م .