تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة الولاية ( ولايت نامه ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
پيامبرش محمد صلّى اللّه عليه و آله و خاندان پاك او گشوده است . « 1 » و من مىگويم كه خداوند سبحان ، اولياى امت محمد صلّى اللّه عليه و آله را و شيعيان فرزندان او را نيز به اين مقامات و درجات مىرساند و روايات بىشمارى بر اين معنى دلالت دارند . « 2 » در روايت ديلمى كه پس از اين خواهد آمد چنين آمده است : و ينقل من دار الفناء إلى دار البقاء ، و من دار الشّيطان إلى دار الرّحمن . « 3 » ( و از سراى ناپايدار به سراى پايدار و از خانهء شيطان به خانهء رحمن منتقل مىشود . ) از اين بيان آشكار مىگردد كه آنچه از مقامات و كرامات خداوند سبحان در آخرت به امت‌ها وعده داده است ، براى اوليا در دنيا حاصل است ، و در آن مقامات به پيشواى خويش مىپيوندند . و اين مقامى كه گفته شد برتر از مقامى است كه ائمه عليهم السّلام در روايات مستفيضه‌اى كه از ايشان در باب نفى صفات رسيده است بدان اشاره كرده‌اند . پس اوليا به نحو وراثت از مقامات ائمه عليهم السّلام برخوردار مىشوند . پس بدان اين را ! و از مواهب خداوند نسبت به اوليا ، سير ايشان است ميان عوالمى كه ما بين عالم دنيا و خداوند قرار دارد ، چنان كه بحث آن قبلا گذشت . در كتاب « بحار » از كتاب « ارشاد » ديلمى اين روايت با ذكر دو سند براى آن نقل شده است : قال اللّه تعالى : يا أحمد ! هل تدرى أىّ عيش أهنى ، و أىّ حيوة أبقى ؟ قال : أللّهمّ لا . قال : أمّا العيش الهنئ فهو الّذى لا يفتر صاحبه عن ذكرى ، و لا ينسى نعمتى و لا يجهل حقّى ، يطلب رضائى فى ليله و نهاره . أمّا الحيوة الباقيه ، فهى الّتى يعمل لنفسه ،
هامش
( 1 ) . توصيه مىشود كه خوانندهء عزيز اين قسمت را به دقت بخواند و در آن به انديشه و تدبر بپردازد ، باشد كه بابى ، بل ابوابى از معرفت به روى دلش گشاده شود . - م . ( 2 ) . دقت شود كه نكته‌ها چون تيغ پولادى است تيز ! خوانندهء گرامى را به تدبر در بلنداى مقام اولياى محمد بين و شاگردان مكتب اهل بيت عصمت و طهارت ( ع ) و نيز انديشه كردن در ژرفاى سخن علامهء بزرگ ، اين داناى اسرار و عارف بيدار و حكيم بلند مقدار ( قدس سره الشريف ) دعوت مىكنيم . - م . ( 3 ) . ارشاد القلوب ، ج 1 ، ص 380 . - و .