جمال خداوند است و هيچ صفتى از صفات برتر او و نيز هيچ اسمى از اسماى حسناى پروردگار از اين دو صفت بيرون نيست . پس اين عارفان و الا مقام كه به مقام « تمكين » و « فنا » رسيدهاند جز صفات و اسماى خداوند سبحان نه اسمى براى آنها مىماند و نه رسمى پس حجاب برداشته مىشود ، زيرا چيزى از آنان و با آنان و غير آنان و جز « وجه » خداوند صاحب جلال و اكرام بر جا نمىماند . پس اين را بدان !
و از اينجا معناى آنچه در حديث وارد شده است كه فرشتگان با كتاب از سوى خداوند به ولىّ او فرود مىآيند در بهشت ، در حالى كه نامهاى به دست دارند كه در آن است :
من الملك الحىّ القيّوم ، إلى الملك الحىّ القيّوم . ( از پادشاه زندهء نگه دارنده به پادشاه زندهء نگه دارنده . )
دانسته و آشكار مىشود . و همانا خداوند ايشان را به قرب خويش وعده داده است و آنان را « مقرّبان » خوانده است و « مقربان » را در قرآن سبقتگيرندگان و پيشىجويندگان معرفى كرده است :
وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ .
« 1 » ( آنان كه در ايمان بر همه پيشى گرفتند ، آنان به حقيقت مقرّبان درگاهند . )
و كار و فعل ايشان را منحصر به خير داشته است و فرموده است :
ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ .
« 2 » ( پس ( از آن پيامبران سلف ) ما آنان را كه بندگان خود برگزيديم ( يعنى محمد و آل او عليهم السّلام ) و وارث علم قرآن گردانيديم باز هم بعضى آنها ( يعنى فرزندان يا امت او ) به نفس خود ظلم كردند و بعضى راه عدل پيمودند و برخى به هر عمل خير ( با جان و دل ) به دستور حق سبقت گيرند . )
هامش
( 1 ) . واقعه / 10 و 11
( 2 ) . فاطر / 32