و اين غايت و هدفى كه خداوند در اين آيه بدان اشاره فرموده است ، از قبيل غايتى است كه در اين سخن خود بيان مىفرمايد :
وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ .
« 1 »
( و ما اينچنين يوسف را به تمكين و اقتدار رسانديم و براى آنكه او را علم خوابها بياموزيم . )
و اين سخن ديگرش كه مىفرمايد :
وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ يَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَداءَ .
« 2 » ( كه مقام اهل ايمان به امتحان معلوم شود تا از شما مؤمنان هركه ثابت در دين است ( مانند على عليه السّلام ) گواه ديگران كند . )
و مانند غايتى كه در اين سخنش هست نمىباشد .
لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ .
« 3 » ( تا آنكه پس از فرستادن اين همه رسولان ، مردم را بر خدا حجتى نباشد . )
بنابراين معناى آيهء فوق اين مىشود كه خداوند سبحان به بندگان اهل يقين خويش ملكوت آسمان و زمين را نشان مىدهد . و خداوند در اين سخن خويش كه مىفرمايد :
إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ * فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ .
« 4 » ( فرمان نافذ خدا ( در عالم ) چون ارادهء خلقت چيزى را كند ، به محض اينكه گويد موجود باش بلافاصله موجود خواهد شد ، پس منزه و پاك خدايى كه ملك و ملكوت هر موجود به دست قدرت او و بازگشت شما همهء خلايق به سوى او است . )
معناى ملكوت را بيان فرموده است كه مقصود از ملكوت همان عالم امر يا عالم علوى است . و در حديث آمده است :
( لو لا أنّ الشّياطين يحومون حول قلوب بنى آدم لرأوا ملكوت
هامش
( 1 ) . يوسف / 21
( 2 ) . آل عمران / 140
( 3 ) . نساء / 165
( 4 ) . يس / 82 و 83