بيان و مطلب در شرع هست كه به اين مقصد نخواند و شرح و توضيح اين راه نباشد ؟ و از همينرو است كه برخى از اين دسته ، در تفسير پارهاى از آيات و روايات معانى و مطالبى را بيان مىدارند كه از فهم عادى بسيار بسيار دور است .
و آنچه در اينجا شايستهء دانستن است اين است كه روش و طريقهاى كه گفته شد مركب از فعل و ترك يعنى انجام دادن و ترك كردن است و اين دو ، همان كنار گذاشتن غير خدا و توجه كامل به خداوند است كه البته اين هر دو به منزلهء متلازمان يا خود متلازم يكديگرند .
و پيشتر گذشت كه شناخت خداوند يك شناخت بديهى و از آشكارترين بديهيات است و آنچه كه مانع شناخت او مىشود جهل و نادانى نيست ، بلكه غفلت و بىتوجهى است ، كه اين خود در اثر اشتغال و سرگرمى به كالاى بىارزش دنيا و دل بستن به اين سراى عاريتى و گذرا پديد آمده است . پس خداوند براى هيچكس دو دل قرار نداده است ؛ اشتغال به دنيا باعث محبت و دوستى به آن مىشود و اين سبب مىشود كه تمام همت آدمى صرف آن شود و محبت دنيا تمام فضاى دل را پر مىكند و مىپوشاند و ديگر آينهء دل شفاف و صاف نمىماند تا جمال زيباى خداوندى در آن بازتاب كند و معرفت حاصل شود . پس مسئله ، مسئلهء دل است .
و اگر خواستى درستى گفتهء ما را بيازمايى ، مىتوانى اين كار را بكنى « 1 » : در مكان خلوتى كه هيچ مشغولىآور و بازدارندهاى همچون نور ، صدا ، اثاث و مانند آن نباشد مىنشينى ، به طورى كه به هيچ كارى مشغول نباشى و هيچ كارى از تو صورت نگيرد و چشمهايت را بسته نگه مىدارى . سپس صورتى را مثلا صورت « ا » در خيال مجسم ساخته تمام توجهت را روى آن متمركز مىسازى ، و مىكوشى كه هيچ صورت ديگرى را به ذهنت وارد نسازى و تنها به همان صورت « ا » توجه داشته باشى . در آغاز امر مىبينى كه صورتهاى خيالى و وهمى ديگرى مزاحم ذهنت شده آن را تاريك و مشوش مىسازند ؛
هامش
( 1 ) . البته به خوانندگان عزيز و علاقمند اكيدا توصيه مىشود كه جز با راهنمايى و نظارت استاد و راهنماى اخلاقى و تربيتى به اين كار اقدام نكنند . - م .