دلش به هيچ چيز تعلق پيدا نمىكند و از هرچيز دل مىكند ، آن هم نه از روى بازيگرى و براى هوسبازى ، زيرا عاشق حيران و شيفتهء پريشان را با بازيگرى چكار ؟ بلكه بدين جهت از همه چيز دل برمىگيرد كه خداى سبحان را قائم بر هر چيز و ناظر بر همه چيز و نزديك و همراه تمامى موجودات و شاهد و محيط بر همه چيز مىداند ، پس تنها خداوند را مقصود سعى و تلاش خود قرار مىدهد ، و او را طلب مىكند از طريق اشياء ، نه به تنهايى . و چون مىشنود كه خداى سبحان مىفرمايد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ .
« 1 »
( اى اهل ايمان ، شما ايمان خود را محكم نگاه داريد كه اگر همهء عالم گمراه شوند و شما به راه هدايت باشيد زيانى از كفر آنها به شما نخواهد رسيد . )
بيدار و متوجه مىگردد كه تعلق و پيوند او با خويشتن خويش همچون پيوندى كه با ديگر اشياء دارد نيست ، و اهتدا و راهيابى او به سوى مقصودش از طريق شناخت همين خويشتن خويش است . و خداى سبحان اينچنين محب و عاشقى را سالك راه خويش قرار داده است ، آنجا كه مىفرمايد :
يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ .
« 2 » ( اى انسان ، البته با هر رنج و مشقت در راه طاعت و عبادت حق بكوشى عاقبت به حضور پروردگار خود مىروى و ( به مرگ ) نائل به ملاقات او مىشوى . )
و چون مىشنود كه خداوند سبحان مىفرمايد :
وَ مَنْ يُعْرِضْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِ يَسْلُكْهُ عَذاباً صَعَداً .
« 3 » ( و هركه از ياد خداى خود اعراض كند خدا به عذابى بسيار سخت معذبش گرداند . )
و مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . مائده / 105
( 2 ) . انشقاق / 6
( 3 ) . جن / 17