وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ * وَ إِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ .
« 1 » ( و هركه از ياد خدا ( و قرآن ) رخ بتابد شيطان را برانگيزيم تا يار و همنشين دائم وى باشد ، و آن شياطين هميشه آن مردم از خدا غافل را از راه خدا بازدارند و به ضلالت افكنند و آنان بپندارند كه هدايت يافتهاند . )
يا اينكه مىفرمايد :
وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ .
« 2 » ( و شما مؤمنان مانند آنان نباشيد كه به كلى خدا را فراموش كردند و خدا هم ( حظّ روحانى و ابدى ) نفوس آنها را از يادشان برد . )
و نسيان همان اعراض از ذكر خداست ، مىفهمد كه نسيان همان خود او و نفس او است و تعلق يافتن دل به اشياء نشانهء فراموش كردن خداوند است .
و اگر چنين كسى از ذكر و ياد خدا روبگرداند و به ديگر چيزها دلبستگى پيدا كند خداوند او را به عذابى سخت و دردناك دچار خواهد ساخت . و براى محبان هيچ عذابى سختتر و دردناكتر از عذاب بعد و هجران از محبوب نيست . و نيز او را با يك همنشينى دمساز مىگرداند كه وى را از راه صواب منحرف سازد . و اينجا آشكار مىگردد كه راه همان خود او و تعلق به خود براى سلوك به سوى خداست ، زيرا خداوند پروردگار او و قائم و محيط بر او است . پس در اين هنگام اين سالك محب از همه چيز دل برمىگيرد و بر نفس خود توجه كرده و به تهذيب و پاكسازى آن و آراستنش به فضايل اخلاقى و اعمال صالح و دورى از آنچه مايهء هلاك و نابودى است و گريز از مهلكات مىپردازد ، زيرا خداوند سبحان به چنين كارى فرمان داده است و او اين كارها را دوست مىدارد و انجام مىدهد اما نه به طمع رفتن به بهشت و نه از بيم افتادن در آتش ، بلكه تنها براى خدا و خشنودى او ، و البته در انجام اين كارها هيچ پاداش و ستايشى هم انتظار ندارد . پس چنين كسى براى رسيدن به لقاء اللّه و ديدار خداوند تمامى همت و
هامش
( 1 ) . زخرف / 36 و 37
( 2 ) . حشر / 19