محجوب و استتر به غير ستر مستور . « 1 » ( بين او و آفريدگانش حجابى جز خود آفريدگانش در كار نيست ، پس محجوب است بدون اينكه حجابى او را فراگرفته باشد و پوشيده است بدون اينكه پوششى بر او افكنده باشند . )
و اين حديث شريف زيباترين بيان براى نيكوترين راههاست . و كيفيت اين راه چنين است كه با مراعات دستوراتى كه در شرع براى دستيابى به انقطاع رسيده است همچون توبه ، انابه ، محاسبه ، مراقبه ، صمت ، جوع ، خلوت ، بيدارى ، آغاز مىشود و سالك با عمل به دستورات و انجام عبادات به مجاهدت با نفس مىپردازد و با انديشيدن و پند اندوختن ، عبادات و اعمال را مدد مىرساند تا اينكه منجر به انقطاع كامل و غفلت از نفس و توجه تام به خداوند سبحان مىگردد و طالعى از غيب درخشيدن مىگيرد و به دنبال آن نفحات الهى و جذبات رحمانى پىدرپى فرامىرسند و موجب محبت و گرايش بيشتر به معبود كه همان ذكر و ياد خداست مىشوند . سپس برقى مىدرخشد كه هيچگاه فرو كش نمىكند و جذبهاى طالع مىگردد و اشتياقى دست مىدهد تا اينكه سلطان محبت در دل استقرار مىيابد و ذكر بر نفس مستولى و چيره مىگردد و به مقام جمع مىرسد و امر پايان مىيابد ، و همانا پايان هر چيز به سوى پروردگار تو است .
و بدان كه مثل اين سالك مثل كسى است كه راهى را مىپيمايد تا به مقصدى برسد ، پس بر چنين كسى واجب است كه هدف را فراموش نكند ؛ به مقدارى كه نياز است راه را بداند و به اندازهء نياز توشهاى با خود همراه ببرد . پس اگر يك دم مقصد را فراموش كند دچار سرگردانى و آوارگى مىشود و به ضلالت و گمراهى مىافتد ، و اگر خود راه و مشاهدهء آن و آنچه در آن است او را به خود سرگرم سازد ، از رفتن و پيمودن باز مىماند و دچار ايستايى و سكون مىشود .
و اگر بيش از مقدار نياز با خود توشه بردارد ، كوشش و تلاشش دير مىانجامد و
هامش
( 1 ) . نور البراهين ، ج 1 ، ص 437 . - و .