با مصر و اروپا در دست اعراب است . بنابراين راهبردى دوگانه برگزيدند ؛ يك رشته استحكامات به قصد تسلط بر جزاير هند شرقى و درياى عربستان برپا كردند . مراد از تسلط بر جزاير هند شرقى در اختيار گرفتن بازرگانى ادويه از منابع اصلى آن در جاوه و جزاير مولوكا ( مركز توليدى ميخك ) بود . قصد از دستاندازى بر درياى عربستان قطع راه بازرگانى ادويه اعراب از جنوب هند به مصر و خليج فارس بود . با اين شيوه تمام بازرگانى ادويه به اروپا توسط كشتىهاى پرتقالى انجام مىگرفت و امكان باج گرفتن از انواع بازرگانى اقيانوس هند فراهم آمد . كاميابى پرتقالىها در رسيدن به اين اهداف عمدتا از يك سو ناشى از قدرت بيشتر ناوهاى آنان بود ، كه توپهاى آنها مىتوانست كشتىهاى ديگر كشورها را در هم بكوبد ، از سوى ديگر مديون دليرى و تحمل ناخدايان و ملوانان اين كشتىها و نبوغ الفونسوالبوكرك « 1 » بود . او بود كه به سال 1510 ناحيهء گوآ ، واقع در ساحل مغرب هند را ، از تصرف سلطان بيجاپور بيرون آورد و مقر متصرفات پرتقالىها در مشرق كرد . استحكامات تحت تصرف پرتقالىها در مشرق زمين سواى « گوآ » عبارت بود از جزيرهء سقوطره در درياى احمر ( نتوانستند عدن را تصرف كنند ) ، جزيرهء هرمز در خليج فارس ، ديو در گجرات ، مالاكا ، مركز تجارت خاور دور و ادويهء جزاير هند شرقى و ماكائو در چين . سقوطره و هرمز و ديو بر حمل و نقل دريايى حجاج به مكه نظارت داشتند و همچنين بازرگانى عمومى با مصر ، عراق و ايران . از پايگاه مالاكا تجارت ادويهء جزاير هند شرقى اداره مىشد .
با توجّه به فواصل ميان پايگاه و ناچيزى نيروها و منابع موجود پرتقالىها اين نظم و ترتيب لااقل يكصد سال با موفقيت دوام آورد . سپس به علّت رويدادهايى كه در اروپا اتفاق افتاد به هم ريخت . در اين جا ما فقط به تأثير اين رويدادها در هند خواهيم پرداخت . پرتقالىها هيچگاه نخواستند
هامش
( 1 ) . درياسالار پرتقالى در سالهاى 15 - 1509 .