شايد بايد در اين واقعيت جست كه چينىها مىخواهند قدرت درجه اول قارهء آسيا باشند . براى حصول اين مقصود خفت دادن و دماغ هند را به خاك ماليدن واجب آمده بود . دعوا و مرافعه طرفين هنوز ادامه دارد . اين جا محل مناسبى براى ورود به جزييات آن نيست . تنها چيزى كه با اطمينان مىتوان گفت اين است كه روياى هندوستان كه پيشواى اخلاقى آسياى مستقل از دو قطب قدرت جهانى باشد رنگ باخته و محو شده است .
در افريقا طبيعى بود نهرو از نهضتهاى آزادى خواهان كشورهاى تحت استعمار جانبدارى كند . موجبات تقويت الهامات آنان را فراهم آورد . در يك مقطع چنين مىنمود كه عملا پيشواى گروهى افريقايى - آسيايى است . اما دودلى او ، كه شايد ناشى از واقعبين شدن او بود ، و شايد هم رفتارهاى پارهاى از رهبران افريقا سبب شد تا اين رويا نيز عملى نشود . در حال حاضر هند در نوعى انزوا به سر مىبرد . به هيچ يك از دو قطب قدرت بستگى ندارد . با چينى كه دوست نيست روبروست . همسايگان هند از آن دل آزردهاند . ديگر به چشم رهبر اخلاقى به آن نمىنگرند . پاكستان رسما دشمن هند است . از دست دادن هالهء فضيلت و قانونمندى ظاهرا بهاى گزافى بود كه براى موفقيت سياسى نه چندان با اهميتى ، چون تصرف گوآ ، پرداخت شد .
هر نوع سعى در ارزيابى كاميابىها و ناكامىهاى نهرو به ناچار ميان دو حد افراطى موفقيت كامل و يا شكست كامل خواهد بود . فرمانروايى نهرو از دو جهت قابل ملاحظه است ؛ از يك سو كاميابىهاى فراوان او ، از سوى ديگر شكستهاى آشكار و بىپردهاش . هر چند بيشتر اهل زبردستى است تا مبارزه و هرچند بيشتر به سازش تمايل دارد تا به پايان رساندن درگيرى . در ضمن نمىتوان منكر پيروزىهاى درخشان او بود . آيا واقعا به دنبال پيروزى بوده است ؟ آيا هندى كه وجود دارد همان هند مطلوب اوست ؟
در بيشتر صحنههاى فعاليت ، جوّى مىيابيم حاوى بخشى از موفقيت ، اما مثل اين كه بار به منزل نرسيده است . در زمينه دموكراسى ماشينى بر الگوى
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 355
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣٥٥