تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
چون وضع دولت متجدد و امروزى هند را با شرايط سال 1940 مقايسه مىكنيم مىبينيم پيشرفت‌ها چشمگير است . اما اين آن پيشرفتى نيست كه مطلوب و آرمان نهرو بود . هند پيوسته به سوى جامعه نوين تكنوكراسى پيش مىرود . اگر از ازدياد جمعيت جلوگيرى نشود فاجعه‌اى به وقوع خواهد پيوست . گام‌هاى سهمگينى بايد برداشته شود تا ثروت جمع شده ، در اثر صنعتى شدن ، به گونه‌اى برابرتر و عادلانه‌تر در جامعه توزيع شود . فرض كنيم چنين شود و جنگى اتمى روى ندهد . ظاهرا نوسازى ادامه خواهد يافت . مقاومت در برابر مركز فزونى خواهد گرفت . اين ارثيه است كه از گذشته به جا مانده ، گاهى در قالب وفادارى به كاست و گاهى وفادارى ناحيه‌اى كه با اظهار علاقه به زبان مخصوصى صورت مىبندد . مغول‌ها هند را وارد دنياى خاورميانه‌اى ايرانى - تركى - كردند ، و انگليسىها هند را با اروپا آشنا نمودند . حال هند مىخواهد جاى خود را در دنياى امروزى كه غرب هم مىخواهد بدان بپيوندد ، پيدا كند . در دنياى آينده هند بايد هم دهنده باشد و هم گيرنده . پس از دخالت غرب سعى دارد كه با بكارگيرى نبوغ تاريخى خود معجونى بسازد كه نه صددرصد سنت‌گرا باشد و نه تمام و كمال امروزى . در اجتماع جهانى امروزى هند نه تنها از شرق بلكه از غرب نيز هدايايى دريافت خواهد كرد ، در عوض بايد با موجودى آن گنجينه معنويتى كه تا به حال عمدتا پنهان بوده و مخفى نگاه داشته شده ، از ديگران دستگيرى كند و نسبت به آنان سخاوتمندى به خرج دهد .