تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
است . اما مايه شگفتى است چرا نهرو به قدم منطقى بعدى ، در پياده كردن اصول دموكراسى ، كه آموزش توده‌هاى بىسواد است توجه نكرده و نمىكند . هفده سال پس از كسب استقلال هنوز هفتاد و پنج درصد مردم هند از نعمت سواد محروم بوده و از مهارت در فن نوشتن و خواندن بىبهره‌اند . اما بايد احتمال داد تقصير از نهرو نبوده بلكه كوتاهى از سوى مجريانى است كه در اداى وظيفه قصور كرده‌اند . منافع محافظه‌كاران و سنت‌گرايان مىتوانند پيش خود استدلال كنند اگر نمىتوان از حق رأى دادن روستاييان و اعضاء كاست‌هاى فرودست جلوگيرى كرد لااقل مىتوان در راه آموزش و پرورش اينان اشكال‌تراشى كرد و مانع ايجاد كرد تا فريب‌دادن آنها ، از آنچه هست ، دشوارتر نشود . حمله به امتيازات منحصر به شاهزادگانى كه همه مىدانستند در حال اختضارند نبود . زمين‌داران بزرگ شمال هند ، كه براى خود قائل به حق مالكيت اراضى وسيع بودند ، زيرا به نمايندگى از دولت ماليات ارضى دريافت مىكردند ( و بخشى از آن را به عنوان دسترنج خود برمىداشتند ) نيز مورد حمله قرار گرفتند . مصداق بارز طفيلى بر عايدات كشاورزى بوده و مدت‌هاى مديد آماج انتقادها و بدگويىهاى همه جانبه . اما بر خلاف شاهزادگان موروثى ، زمينداران دوستان قدرتمند و صاحب نفوذ داشتند . موضوع زمين‌دار بزرگ فيصله يافت ، اما شرايط جبران خسارات آنان به گونه‌اى بود كه چيز محسوسى بر درآمد روستاييان اضافه نشد . در زمينه صنايع نهرو و نخست بسيار تندرو بود و پرچم ملى كردن صنايع ، كه باعث وحشت سرمايه‌هاى بيگانه شد ، را برافراشت . اما در عمل ، فرضيه سوسياليسم ، به صورت بستن ماليات سنگين ، مانند انگلستان ، بر درآمدها و تقسيم صنعت به بخش خصوصى و دولتى پياده شد . صنايع سنگين بزرگ نوين و تازه احداث شده زير فرمان دولت بود و صنايع خصوصى موجود با همان مديريت گذشته ، اما با نظارت بيشتر ، اداره مىشد . دولت با سرمايه‌داران