داشته باشد ، و در آن اصول دموكراسى رعايت شود . يكى از عوامل اصلى تشكيلدهنده ديدگاه او مبارزه با فقر بود . خاطره نخستين تماسهاى او با تنگدستان قحطىزاده ايالت اوتارپرداش ، كه در جوانى با آنان دمخور شده بود ، هيچگاه از خاطرش محو نشد . اصرار او در بالا بردن سطح زندگانى همگان مانع شد تا نظرات گاندى ، كه مبتنى بود بر جامعهء روستايى متشكل از دهات آزاد كه در جامعهاى غير صنعتى با يكديگر همبستگىهاى آبكى داشته باشند ، را بپذيرد . اعتقاد داشت تنها با صنعتى كردن كاملا نوين هند مىتوان به رفاه نسبى مردم آن ديار دست يافت .
در زمينه روابط خارجى ، كه او كارشناس ارشد كنگره در اين رشته بود ، طرفدار جهان وطنى دموكراتيك بود . خواستار جوامع خودگردان ملى بود ، همراه با نظمى بينالمللى كه اين جوامع را به يكديگر مربوط و متصل سازد .
طبيعى بود دشمنىاى ديرينه با امپرياليسم داشته باشد و هميشه با سوء ظنى عميق به نظراتى كه اروپاييان براى آسيا و افريقا داشتند بنگرد . مىتوان گفت كه چهارده اصل پيشنهادى رئيس جمهور امريكا در اثناى جنگ اول جهانى ، ويلسون ، در اينگونه انديشههاى او نفوذ كرده بود .
در ضمن آنكه نهرو به گونهاى غير متعارف دربارهء آنچه كه مىبايست بكند انديشههاى روشن داشت و راه پيش پاى او به گونهاى غير معمولى صاف و بىمانع بود ، نبايد پنداشت كه وى مستبدى زنجير گسيخته بود و يا نوعى رياست فائقه فرشتگان ملىگرا را يدك مىكشيد . مخالفتهاى كنگره را ، تهديدهاى او به استعفا از ميان برمىداشت و مشكل با گفتوگو و مذاكره گشوده مىشد . در جلسه هيئت دولت نيز كافى بود مشت بر ميز بكوبد تا تصميم مطابق ميل او گرفته شود . اما منافع خصوصى و اجتماعى فعال و ريشهدار نسبت به پارهاى از تصميمات او با سوءظن مىنگريستند كه زرنگتر و انديشمندتر از آن بودند كه ، به جاى مانع تراشىهاى استادانه ، به مخالفت علنى بپردازند . چون معناى عدم عضويت در كنگره دشمنى و
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 343
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣٤٣