پرهيز مىكرد ، لقب پانديت را ناخوشايند مىدانست ، اما به علت احساسات شديد ميهنپرستى هم مورد قبول و احترام سنتگرايان بود و هم محبوب و منظور روستاييان . بنابراين نهرو نه تنها بازيگر اصلى و تنهاى صحنه هند بود بلكه توانسته بود ملتى را كه به تماشاى او سرگرم بودند خيره كرده به شگفتى و اطاعت وادارد . با اين آزادى در عمل و اين همه استعداد نظرات نهرو به هنگام داورى دربارهء سياستهاى دولت او جنبه حياتى پيدا مىكند . كمتر نخستوزيرى را مىتوان يافت كه شكاف ميان آرمانهاى شخصى او و سياستها دولت او تا اين اندازه ناچيز بوده باشد . ديدگاه نهرو و اصولا همان ديدگاه سوسياليستهاى آزاديخواه سدهء نوزدهم بود . خود را علنا از سوسياليستهاى سده بيستم مىخواند . اما با صراحت و روشنى هرچه تمامتر ، پس از ديدارى از روسيه ، كمونيسم و ماركسيسم را مردود و بدفرجام اعلام داشت . از خودكامگى تنفر داشت زيرا به احساس شديدى كه نسبت به حرمت و آزادى فرد داشت لطمه مىزد ، و آزار مىرساند . خودكامگى و مأمور امنيتى مخفى را روايت دو چندان هولناك شدهء جهانخوارى انگليسى و اداره تحقيقات جنايى انگليسى - كه عمرى را در هند با آن مبارزه كرده بود - مىدانست . احساس شديدى كه نسبت به حقوق انسانها داشت و ارزشهاى او در اين راستا سبب شد با همان خشونت و شدت به سنتگرايى هندى نگاه كند كه به سوء قصدهاى كشورهاى بيگانه مىنگريست . معناى تساوى حقوق در نظر نهرو ، آنگونه كه گاندى تعليم داده بود ، تنها شامل هاريجانها نمىشد بلكه همهء كاستها ، و از جمله زنان را نيز مانند مردان در بر مىگرفت .
سوسياليسم در نظرش عبارت بود از كاربرد منابع و سرمايه در راه كسب منافع ملى و نه اعمال حاكميت بر سرمايهگذارىها و سوداهاى خصوصى . با هر نوع امتيازى براى هر فرد يا گروهى دشمنى داشت . و نه به تسلط اجتماعى پايبند بود و نه به ديكته كردن اوامر . كمال مطلوب او چنان جامعهاى بود كه از نظر عواطف و رسوم اجتماعى هندى بوده و ديدگاهى سكولاريستيك
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 342
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣٤٢