20 هند و نهرو
مىتوان گفت در سال 1950 هند ، در كتاب قطور تاريخ خود فصلى را بست و بابى را از نو گشود . انگليسيان رفته بودند ، و نظام نوين با كاميابى تثبيت شده و به مسائل برجستهاى ، كه از گذشته به جا مانده بود ، سروسامان داده بود .
كنگره به استثناى از دست دادن پاكستان ، برنامه خود را پياده كرده و راه باز بود تا هند مسير نوينى را براى آينده خود طراحى كند . بنابراين رويدادها و تحولات تقريبا نيم سدهء اخير از يك سو هنوز معاصر بوده و جنبه تاريخى ، به معناى واقعى اصطلاح را ، نيافتهاند . از سوى ديگر اين رويدادها از جمله فرايندهايى هستند كه هنوز در حال تكوين بوده و مربوط مىشوند به اتخاذ تدابيرى كه هنوز ، چنانچه بايد و شايد ، شفاف و بىابهام نيستند . پس برخورد تاريخى ، چون موادى كه بايد مورد تحقيق تاريخى قرار گيرند هنوز فراهم نيامدهاند ، كاربرد ندارند . از فهرست كردن رويدادهاى اين نيم سده نيز مطلب دندانگيرى عايد خواننده كتاب نخواهد شد . اطلاعات ، آمار و ارقام ، بىتوجه به گرايشها و روند رويدادها ، باعث روشنى ذهن نمىشود . ترديدى نيست در اين نيم سده گرايشها و روندهايى وجود داشته كه با كاربرد تجزيه و تحليل منضبط و جدّى تاريخى نمىتوان آنها را برآورد و ارزيابى كرد .
بنابراين براى اين آخرين فصل كتاب ، شكلى كه در نظر گرفته شده ، قالب