بود مردم انگلستان ديگر براى ادامه تسلط انگلستان در هند حاضر به فداكارى نيستند . قدرت به دست كسانى افتاده بود كه به استقلال هند اعتقاد داشتند و بنابراين بيش از پيش آماده بودند تا واقعيات تازه پيدا شده ، در صحنه سياسى هند ، را پذيرا باشند . حال ديگر گفتوگو بر سر اين بود كه چگونه در كوتاهترين مدت و به چه نحو مىتوان قدرت را به مردم هند منتقل كرد . موضوع ديگر رغبت مردم بريتانيا ، به انحلال تجهيزات ارتش بود . در بهار 1946 اكثر واحدهاى ارتش منحل شده بود . دولت ديگر نيروى مسلح قابلى در اختيار نداشت . داورى كه تا آن زمان با نيروى مسلح اطراف معركه را حفاظت مىكرد تا نظم را نگاه دارد ، حال مأمور مذاكره صلحى شد كه جز منطق و احترام متقابل و ترس از آينده وسيلهاى در زرادخانهء تهى شده خود نداشت .
در ميان رويدادهاى پرتنشى كه در پىآمد پنج نفر سرنوشت هند را رقم زدند . مهاتما مانند هميشه معماگونه با انديشههاى پهناور و باريك ريسى و استادى در چانهزدن . چراغى كه او را هدايت مىكرد و راه مىبرد دو شعله داشت يكى يكپارچگى هند بود . وى را مجبور مىساخت با جداشدن پاكستان ، حتى تا بعد از آخرين لحظه ممكن ، مخالفت كند . شعله ديگر او را در تلاش براى براى برقرارى آشتى در نواحى ناآرام هدايت مىكرد ، با شجاعت باور نكردنى و احساسات انسانى تحسين برانگيز همراه بود . نفر بعد جواهر لعل نهرو بود كه اكنون رهبرى با تجربه و سرد و گرم روزگار چشيده بود . از سوى ملت به عنوان جانشين گاندى پذيرفته شده بود . تيزهوش و جذاب و درخشان و در عين حال گاهى غير قابل پيشبينى بود . هنوز هم به خطا ، قدرت مسلم ليگ و پشتيبانى تودهاى آن را دست كم مىگرفت ، اما اينك پختگى بيشتر مانع از بروز احساسات او مىشد . دورانديشى وسيعتر از بىصبرى وى جلوگيرى مىكرد . سوم محمد على جيناح كه در اوج قدرت خود بود . مردى با چهرهء آرام و خونسرد ، صداى آهسته و موزون و كلمات با
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 322
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣٢٢