در آغاز سدهء هشتم سپاهيان عرب سند را گشودند . اما با انفجار موج حمله تركها و سدههاى يازدهم و دوازدهم بود كه نفوذ اسلام در هندوستان ابعاد گسترده يافت . در سالهاى نخست سدهء يازدهم در اثر حملههاى پىدرپى محمود غزنوى ، كه با حمله به معبد بزرگ سومنات در سال 1024 به اوج خود رسيد ، شهرت و سنت تعصب و بىرحمى مسلمانان در ميان هنديان شايع شد . پنجاب را تصرف كردند اما نزديك به دو سده در همانجا درنگ كردند تا اين كه توانستند در سال 1192 به شمال هند رخنه كنند . از آن به بعد مسلمانان زير چتر حمايت سلطانهاى دهلى بر تمام نواحى شمالى تسلط يافتند و در جنوب نيز رخنه كردند .
در سدههاى بلافاصله پس از تصرف دهلى در سال 1192 جمعيت اسلامى هند به وجود آمد . نخستين عامل آن بازرگانان و سياحان روزگار آغاز رفتوآمدها بودند ، اما اينان فقط بخشى از جماعت بعدى را شامل بودند .
گروه بعدى و بسيار با اهميتتر تركان مهاجم و همراهانشان بودند . اينان نوعى اريستوگراسى نظامى تشكيل دادند ، كه در لفاف قشر بسيار نازكى ، تمام كشور را مىپوشاند . نيروهاى مسلحى را اداره مىكردند كه كشور را در تصرف داشت . بيشتر مراكز را در تسلط خود داشتند . دستهجمعى و يا تكتك از ميان تركان ، ايرانيان و گاهى ماجراجويان عرب را به خدمت مىگرفتند .
اينان بودند كه اريستوكراسى را دوام بخشيده و تا سدهء هيجدهم مديران با استعدادى را براى ادارهء امور مىپروراندند . تعداد آنان روى هم رفته اندك بود .
جامعهء مسلمانان هند از آنان تشكيل نمىشد ، سرچشمهء جمعيت مسلمانان هند خود هندوها بودند . گروه محدودى از طبقات بالاى هند ، يا به علت اعتقاد به اسلام و يا به اميد دريافت پاداش ، به اسلام روى آوردند . خان جهان ، وزير در سدهء چهاردهم ، از اين گروه بود . گروهى هم به هنگام ناآرامى و اغتشاش ناچار مسلمان مىشدند . چند بار اين عمل تكرار شد اما وقايعنويسان گزافهگو در اين باره غلو كردهاند . بخش اعظم مسلمانان
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 308
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣٠٨