اشتباه بزرگ كرد . با شروع جنگ هند به عنوان يك مستعمره ، به گونهاى خودبخود ، قانونا ، مانند انگليس در اعلام جنگ شريك بود . اما نايب السلطنه اين مطلب را با چنان بىتدبيرى و بى اينكه با مجلس مشورت كند اعلام داشت ، كه همگان را برانگيخت . در همان حال مذاكره با شاهزادگان را به عوض آن كه سرعت بخشد ، قطع كرد . آخرين امكان ، براى ايجاد يك فدراسيون محافظهكار را به باد داد . كنگره نيز به نوبه خود با همين گونه سكهء قلب واكنش نشان داد . بدون در نظر گرفتن عواقب امر ، به عنوان اعتراض ، وزراى ايالات را در ماه اكتبر امر به استعفا كرد . با اين حركت شتابزده ، در لحظهء حساس تاريخى اهرم قدرت را در ايالات از دست دادند . اگر قدرت را حفظ كرده بودند قدرت يافتن مسلم ليگ ، چنان كه پيدا كرد ، دشوار مىشد زيرا نايب السلطنه به عوض تمايل كنگره به تشويق مسلم ليگ پرداخت ، آنگاه بعد از جنگ وضع دگرگونه مىشد .
بازار سياست در بنبستى افتاد كه تا سال 1947 گشوده نشد . انگليسىها بر موضع « هيچ تغييرى در اثناى جنگ جايز نيست » پافشارى كردند . مىگفتند اگر رفتارى پسنديده داشته باشيد پس از جنگ تمام تقاضاها برآورده خواهد شد . فراموش كرده بودند و نمىديدند شرايط ميان بريتانيايى كه براى بقاى زندگى خود مىجنگيد و هندى كه خود را در كنار معركه تماشاچى مىدانست چه تفاوتهاى فاحش دارد . نتيجههاى فاجعهبار سياسى كه در اثناى جنگ اول جهانى در ايرلند پيش گرفته بودند و اثرات تقريبا سرنوشتساز آن را ، در هند ، از ياد برده بودند . اين طرز برخورد سبب ايجاد سوءظن روزافزون در ذهن اعضاء كنگره شد . همدردى عمومى كه در آغاز نسبت به متفقين احساس مىشد رنگ باخت . شكاف ذهنى موجود در كنگره ميان تمايلات آزادمنشانه از يك سو و سوءظن نسبت به انگليسيان چنان آزار روحى ايجاد كرده بود كه گفتوگو با انگليسيان را به گونهاى روزافزون دشوار مىساخت . مسلم ليگ ادعاى كنگره را كه نمايندهء تمام هندوستان
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 301
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣٠١