سيمان و شيشه شگفتانگيز بود ، منابع بوكسيت به كار گرفته شد تا صنايع آلومينيوم ايجاد شود .
در برابر همهء اينها بايد از داستان اندوهبار قحطى بنگال ياد كرد . از دست رفتن برمه سبب شد تقريبا پنج درصد از واردات برنج كاسته شد . كمبودى كه اصولا در نواحى كه مصرف برنج مرسوم بود ، مانند بنگال و جنوب ، محسوس بود . كمبود فاجعهآفرين نبود ، اما حملونقل توسط شبكهاى كه هماكنون به علت نيازهاى نيروى مسلّح ، دچار راهبندان شده بود دشوار بود .
قيمتها بالا رفت ، روستايى موجودى خود را فروخت تا قرضهاى خود را پرداخت كند ، آنگاه بىغذا ماند ، بازار سياه پيدا شد ، و سيل مهاجرت روستاييان به كلكته راه افتاد . دولت بنگال توانايى مقابله با بحران را نداشت ، دولت مركزى هم به بهانهء اصل عدم دخالت در امور ادارى ايالات در بر طرف كردن بحران كوتاهى كرد . اينگونه بود كه كمبودى قابل كنترل تبديل به چنان قحطى عمومى شد ، كه از سال 1883 كه قانون ضد قحطى تصويب شده بود ، سابقه نداشت و به قيمت جان بيش از دو ميليون نفر تمام شد . در ماه اكتبر 1943 كه لرد ويول « 1 » به عنوان نايب السلطنه به هندوستان آمد نخستين اقدام او ديدار از كلكته بود . ارتش بريتانيا را مأمور توزيع برنج كرد ، توجه را بر نظارت مواد غذايى متمركز ساخت ، و در تمام شهرهاى بزرگ مقررات جيرهبندى برقرار نمود . ارتش بريتانيا در هندوستان هيچگاه چنان محبوبيتى كسب نكرده بود .
حال بايد به صحنهء سياسى بازگرديم . اگر وضع سياسى بهبود يافته بود ، برخورد هنديان با جنگ ، از اين هم مثبتتر مىبود . اما برعكس ، وضع سياسى روزبهروز آشفتهتر شد . گويى مسابقهاى بود كه كدام يك از طرفين مىتواند خطاهاى بيشترى را مرتكب شود . در آغاز جنگ ، نايب السلطنه دو
هامش
( 1 ) .Wavell