خواند اما صاحب صنايع ماشينسازى نوين شده بود . هند در حال گذر از اقتصاد مستعمراتى به اقتصاد سنتى روستايى خود بود كه با صنايع امروزى تكميل مىشد . آنچه افق اين آينده روشن و اميدواركننده را تاريك مىنمود سرعت رشد جمعيت بود . به رغم بالا رفتن بهرهورى و توليد ملى روشن نبود كه زندگى مردم كوچه و بازار بهبودى يافته است . آنچه آشكار بود بهتر شدن وضع اقتصادى اقليتى بود كه طبقهء متوسط را تشكيل مىداد . در فاصلهء سالهاى 1921 تا 1941 هفتاد ميليون نفر بر جمعيت هند افزوده شد و از 319 ميليون نفر به 389 ميليون نفر رسيد . آنچه بدون ترديد لمس مىشد اين بود كه هر چند معلوم نبود آيا هندى خوراك بيشتر مىخورد و يا لباس بيشتر مىپوشد اما به تحقيق آسايش بيشتر داشت . زيرا امنيت عمومى برقرار بود ، وسايل حملونقل آسان فراهم شده بود ، بهداشت همگانى بهبود يافته بود ، و ديگر ترس قحطى فراگير وجود نداشت .
پيشرفت آموزش و پرورش نيز چشمگير بود . پارهاى از دولتهاى ايالتى دورهء منتفورد ، مخصوصا دولت پنجاب ، با الهام گرفتن از سر فاضل حسين سعى جدى در گسترش آموزش ابتدايى كرده بودند . تعداد دانشآموزان تمام مدارس 170 درصد زياد شده بود و به رقم 5 / 14 ميليون نفر رسيد . اما نرخ گسترش تعليمات عاليه از اين هم سريعتر بود . از لحاظ كمّى بين سالهاى 1921 و 1939 تعداد كالجها از 139 به 385 افزايش يافت . به دنبال گزارش مفصل كميسيون سدلر « 1 » ساختار دانشگاههاى اصلاح شد . دانشگاههاى نوين تربيت معلم ، بر الگوى دانشگاههاى انگلستان ، جاى هيئتهاى آزمون كننده را گرفتند . در دانشگاههاى قديمتر دانشكدههاى تربيت معلم ايجاد شد . با ايجاد امكانات تحصيلات ما فوق تخصصى بر عمق و وسعت آموزش عالى افزوده شد . احداث دانشگاه انامالى نشان داد حال افراد و بخش خصوصى
هامش
( 1 ) .Sadler Commision