اختصاصى پيدا كردند . نمايندگى از سوى جمعيتها ، كه در سال 1909 استثنا تلقى شده بود ، حال عنوان ضرورت اجبارى تأسفانگيز را پيدا كرد كه در آينده بسيار نزديك وجه مشخص سياستمدارى در هندوستان شد .
اگر مجموع اصلاحات مونتفورد را بررسى كنيم آشكار است كه نشانهء تغيير جهت بنيادين بود . هند از موضع مشورتى درآمده بود و نخستين گامها را به سوى اصل پذيرفتن مسئوليت برداشت . نخستين عوارض بروز كرد .
امور سياسى از دست معدودى مسئولان ادارى انتصابى خارج شد و به تودههاى وسيع مردم سپرده شد . هند بهگونهاى بىسابقه داراى هويتى سياسى و قانونى گرديد . از همه اينها مهمتر آشكار بود اين ترتيبات نوين و قدمهاى اصلاحى موقتى و گذرا هستند . آيندهاى را پيشبينى مىكردند كه در آن حقوق دموكراتيك گسترش مىيابد و خودمختارى كامل بر پايه حكومت مسئول در برابر پارلمان به دست خواهد آمد . ترديدى نبود راه بازگشت بسته شده بود ، و تنها تغيير قابل تصور و ممكن مىبايست رو به جلو باشد .
پيشبينى تحقيق و تفحص ، پس از ده سال ، نويد تغييرات و تحولات جدى در آينده نزديك را مىداد . سياست در هند متعهد شده بود براساس شيوههاى غربى تحول پيدا كند . هند به عنوان يك هويت بين المللى زاييده شده بود . در جامعه دو نظر تندروانه كه يكى مدعى بود امتيازات حاصل ناچيز است و آن ديگرى كه مىگفت بيش از اندازه است بروز كرد . در ميان اين دو وجه كه يكى اين اصلاحات را فاجعه مىخواند و آن ديگرى مضحك و بازيچه ، واقعيت اين بود كه هند در راه نوينى گام گذاشته بود و مقدمات انتقال قدرت داشت فراهم مىشد .
اما سرنوشت قانون اساسى را نه قانونگذاران مىتوانستند رقم بزنند و نه اهل سياست و پارلمان . پيش از آن كه قوانين جديد به تصويب رسد احساسات هنديان چنان برانگيخته شد كه ديگر هند سال 1921 ، هند سال 1914 نبود . تبليغات و تحريكات خودمختارى سال 1916 و موافقتنامه
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 260
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٦٠