باشند . پارهاى شرايط ديگر از قبيل فارغ التحصيل دانشگاه بودن و يا عضويت در اطاقهاى بازرگانى نيز در نظر گرفته شد . داشتن مستقلات و املاك معمولا با پرداخت ماليات بردرآمد نوسازى خانهها و يا ماليات ارضى در مناطق روستايى ثابت مىشد . حداقل ماليات پرداختى با اين نيت تعيين شده بود كه طبقات همانند در سراسر كشور از حق رأى دادن برخوردار شوند .
نتيجه اين شد كه تقريبا پنج ميليون نفر انتخاب كننده اعضاى شوراهاى ايالتى شدند . در حدود يك ميليون نفر انتخاب كننده اعضاى شوراى قانونگذارى و هفده هزار نفر حق رأى دادن براى انتخاب اعضاى شوراى دولتى را پيدا كردند . اين اعداد در مقايسه با جمعيت يكصد و پنجاه ميليونى هند ، كه به سن بلوغ رسيده بودند ، ناچيز مىنمود . اما بههرحال آغازى بود . حوزههاى انتصابى خصوصى عمومى شد ، و رأى دهندگان معدود تبديل شدند به قشرهاى نسبتا وسيع .
در مسير دراز تحول سياسى هند نقطه عطف ديگرى پشت سر گذاشته شد . نوظهور بودن حكومت مضاعف ؛ يا نظام ديارچى ، در ايالات با تقسيم حوزههاى انتخابى ، به « عمومى » و « اختصاصى » همتا پيدا كرد . از اين گذشته خود حوزه عمومى نيز به دو گروه تقسيم شد « عمومى » و « ذخيره » . حوزههاى اختصاصى منافع و نظرات گروههاى خاصى مانند دانشگاهها ، مالكان بزرگ ، صنايع و بازرگانان را نمايندگى مىكرد و آينده ويژهاى نداشت . اما تقسيم حوزههاى عمومى اهميت بنيادين داشت . همه شرايط عمومى مساوى داشتند اما پارهاى از رأىدهندگان از آن رو در حوزههاى « ذخيره شده » جاى داده شده بودند كه دلايل خاص وجود داشت . اين موضوع بخصوص در مورد مسلمانان صادق بود كه شش كرسى اختصاص داده شده به آنان در سال 1909 ، حال چه در مركز و چه در ايالت ، بهگونهاى چشمگير افزوده شد .
سيكها نيز در پنجاب صاحب كرسىهاى خاص خود شدند . هنديان مسيحى شده و هندى - انگليسيان و اروپاييان نيز در ديگر نقاط كرسى
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 259
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٥٩