تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
واقع ناديده گرفتن قشر نوين غرب‌زده طبقه متوسط شد . گروه منشىهاى هندى تبار و انگليسىدان و پيشه‌وران روشنفكر ، مانند وكلاى دادگسترى ، آموزگاران مدارس ، كارمندان زيردست اداره‌ها و معدودى از افراد مرفه ، به هنگام بحران ناشى از شورش ، پشتيبانان استوار حكومت بودند . هستى آنان در واقع بادوام حكومت انگليسيان بستگى پيدا كرده بود . اما از نظر انگليسيان آن اندازه با اهميت دانسته نشدند كه مورد عنايت قرار گيرند و پاداش دريافت دارند . مزدور و طفيل غرب به شمار مىآمدند . براى ادارهء ميليون‌ها افراد سنت‌گرا از آنها چه سودى حاصل مىشد ؟ بنابراين دولت چشم اميد خود را براى پيدا كردن نشانه‌هاى پيشرفت به رهبران و پيشوايان طبقه حاكمه كهن دوخت . اين اميدى بيهوده بود همانند جستجوى آب در سراب . زيرا هدف اصلى و عمده اين طبقه حفظ وضع موجود بود . اما انگليسيان به نگاه كردن از ديدگاه غير واقعى خود ادامه دادند و نسبت به آنچه روى ميز كارمندان زيردست آنان مىگذشت ، و نسبت به آنچه در انجمن‌هاى وكلاى دادگسترى مىگذشت ، و نسبت به آنچه در دبيرستان‌ها و دانشكده‌هاى پراكنده در سراسر شبه قاره هند مىگذشت ، بىخبر ماندند . شكاف ميان انگليسيان و هند نوين پيدا شد . دوره‌اى كه با اعلاميهء لرد كنينگ ، در سال 1858 ، مبنى بر پايان شورش آغاز شد و با تقسيم بنگال در سال 1905 ختم گرديد را مىتوان دورهء اوج شكوه فرمانروايى انگليسيان در هند خواند . نه تنها انگليسيان باور داشتند و حس مىكردند از همه برترند بلكه اين برترى هم از سوى محافظه‌كاران كهن تاييد مىشد و هم از طرف طبقات نوين غرب‌زده . برترى انگليسيان براى محافظه‌كاران در قدرت آنان و براى دسته دوم در جادوى دانش نوين انگليسيان جلوه‌گر بود . اين حال و هوا را دبليو . هنتر « 1 » در كتاب « هند ، ملك
هامش
( 1 ) .W . Hunter