شد . فهميدند دولت بايد با مردم تماس بيشتر داشته و نسبت به افكار هنديان حساسيت بيشتر پيدا كند . مخصوصا به آراء و نظرات قشرهاى بالاى جامعهء هندى ، كه تودههاى مردم را رهبرى مىكردند ، توجّه بيشتر نمايد . در انجام اصلاحات غربى مآبانه احتياط بيشتر به خرج دهند . خدمات رفاهى عمومى و نه اخلاق عمومى و ارزشهاى غربى در اولويت قرار گرفت . اثر شورش را بر افكار و انديشهء هنديان نمىتوان به اين آسانى سنجيد . زيرا فقط به نظرات و انديشهء بخش كوچكى از جامعه ، كه توانايى بيان مطالب مكنون در ضمير خود را داشتند ، دسترسى داريم . امّا به طور كلى مىتوان گفت شورش در افكار و انديشهء هنديان اثرى عميق و پايهدار داشت . چون تلخىها و ناگوارىها تدريجا فراموش شد ، آشكار شد سرزمين هند روى هم رفته از پيامبران ، پيشوايان و افتخارات گذشته روى گردانده است . عشق و علاقهاى به غرب رخنهگر پيدا نشده بود ، امّا درك شد كه حال مانند بسيارى از ديگر فرهنگهاى بيگانه بايد با آن كنار آمد و آن را در زندگى هندى پذيرفت . در نتيجه شورش ، هنديان از پيشوايان سنّتى ، راجهها ، بزرگان و زمينداران رويگردان شده و بنا كردند بى آنكه علنا نشان دهند از طبقهء نوين غربزده پيروى كنند . اميران و سرداران به عنوان ابزار آرايش و تزيينات دوام يافتند و احترام ظاهرى آنان حفظ شد . امّا اميد به آينده روزبهروز بيشتر و بيشتر متوجّهء تازه به دوران رسيدههايى كه به زبان انگليسى سخن مىگفتند گرديد .
دليل اين مدعا شدّت يافتن علاقه به تعليم و تربيت انگليسى در ميان نسل بعد بود . سرعت گسترش و رواج آموزش و پرورش غربى پيش از اين توسط مأموران دولتى ، انگليسى و مبشّرين و مبلّغان كليسا معلوم مىشد .
حال طرف هندى بود كه ميزان سرعت گسترش اين نوع آموزش و پرورش را معلوم مىكرد .
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 195
مساهمون: روميلا تاپار
ص١٩٥