12 اوج شكوه امپراطورى
همانگونه كه گفتيم شورش براى انگليسيان تكانى سهمگين بود ، اما اين تكان بيشتر بر غفلت و بىتوجهى آنان اثر گذاشت تا بر اعتمادبهنفس آنان .
چگونگى سرگرفتن شورش و شكلى كه بعد به خود گرفت آنان را به اين باور رساند كه اشتباهات و سياستهاى مشخص نادرست آنان علت شورش بوده است و نه ضعفهاى فطرى و مضمر در ذات فرمانروايى آنان . نبودن رهبرى بااستعداد و توانا در ميان شورشيان ( مگر آنگاه كه ديگر دير شده بود ) ، ناتوانى شورشيان در اتحاد با يكديگر و طبيعت پس گراى رژيمهاى كه موقتا زمام امور را به دست گرفتند ، انگليسيان را قانع ساخت كه نه با شورشى متحد در راستاى حقوقى مدنى روبرو هستند ، و نه با انقلابى ناسيوناليستى به مفهوم غربى اين اصطلاح . هند هنوز گرفتار قيد و بند نظامهاى اجتماعى - مذهبى خود بود . اگر به اين قيد و بندهاى سنتى احترام گذاشته مىشد دليلى در دست نبود كه بزرگى و سيادت انگليسيان براى هميشه ادامه نيابد . اعتقاد غرب به پيشرفت هنوز قوى بود . اگر غرب از نظر مادى ، فنى و اخلاقى رو به پيشرفت بود اما كيش هندو اسلام ايستا و راكد مىنمود . پس لازم مىآمد اربابان انگليسى روزبهروز قدرتمندتر شوند و نه ناتوانتر .
اما خطاها مرتكب شده مهم و جدى بود . واجب بود اصلاح و جبران