شوند . اين برخورد موجب چنان تغييرات فاحش در تشكيلات و جهتگيرىهاى نوين شد كه تا شصت سال بعد سرشت حكومت انگليس در هند را تعيين كرد . آشكارترين آماج اصلاحات ارتش بود كه مهمترين بخش آن ، ارتش بنگال ، عملًا نابود شده بود . در اين مورد هر چند لازم بود اصل احتياط رعايت گردد ، اما يكى ديگر از اصول جلوگيرى از تكرار شورش ، يعنى تفاهم بيشتر و نزديكتر ميان انگليسيان و هندوان نيز مىبايست در نظر گرفته شود . ارتش به هم ريخت و به آن قوارهاى درآمد كه تا زمان استقلال هند دوام داشت ، و هنوز هم در ارتشهاى امروزى هند و پاكستان ادامه دارد .
جدايى ميان ارتشهاى بنگال ، بمبئى و مدرس حفظ شد . هر يك از اين سه گروه سنتها و ويژگىهاى خود را داشتند . سنتها و ويژگىهايى كه مانع شده بود ويروس شورش از بنگال به ديگر ارتشها سرايت كند . اما ارتش بنگال كاملا نوسازى شد . شانزده هزار نفر مزدور جنگى اروپايى كه در استخدام كمپانى بودند بازخريد يا جذب ارتش انگليس شدند . بقيه ارتش در قالب هنگهايى متمايز با خصوصيات اجتماعى تجديد سازمان يافتند .
هميشه هر دو هنگ هندى با يك هنگ سربازان انگليسى يك تيپ را تشكيل مىداد . پرسنل ارتش عوض و اصلاح شد . تعداد عناصرى كه از براهمهء اهل اوتارپرداش بودند ، و هسته مركزى شورش را تشكيل مىدادند ، به شدت كاسته شدند ، و گوركاها ، پنجابىها و سيكها جاى آنان را گرفتند . اينگونه گزينش چنان نتايج مطلوبى به بار آورد كه با استخدام تعداد بيشترى از پاتانها و پنجابىها بر تعداد ارتشيان اهل شمال افزوده شد ، و از تعداد مردم اهل جنوب كاسته گرديد . در ارتش بنگال تناسب ميان سربازان هندى و اروپايى به تساوى رسيد و در تمام ارتش نسبت يك به دو برقرار شد ( 65 هزار نفر اروپايى و 140 هزار نفر بومى ) . دست آخر هم توپخانه نيرومند ارتش كهن منحل شد ، و محدود شد به معدودى توپهاى كوهستانى و افسران اروپايى ، اما بر تعداد آنان افزوده شد . دستور داده شد افسران با سربازان زير دست خود
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 198
مساهمون: روميلا تاپار
ص١٩٨