تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
مىگرفت وضعى بهتر و سودآورتر نبود ؟ بسيارى از اين آرزوها و توقعات همانقدر خام و دور از حقيقت بود كه انتظارات اوليه از بازارهاى هند . امّا كسانى كه اين آرزوها و توقعات را داشتند مردمى صاحب نفوذ در بريتانيا بودند . گروهى متشكل را به وجود آوردند كه پيوسته بر حكومت بريتانيا فشار وارد مىكرد . استدلال برترى معنوى و اخلاقى نيز جاى خود را داشت . گروه‌هايى مذهبى و مخصوصا انگليكن‌ها گروه فشار عمدهء ديگرى بودند ، كه در سياست‌هايى مربوط به هندوستان ، دخالت مىكردند . توفيق آنان در كسب اجازه آمد و رفت آزادانه مبلغان مسيحى به هند در سال 1818 با اصرار در ممنوع كردن بيوه‌سوزى و آدم‌كشى براى ايزد كالى دنبال شد . مبارزهء آنان با بت‌پرستى سرانجام منجر به اين شد كه دولت تمام كمك‌هايى را كه به پاره‌اى از معبدها و مراسم هندوان مىكرد لغو كند . از نگاه اينان نواحى اطراف هند سرزمين‌هاى تباهى و سياهى بودند . بردگى ، كه آماج عمدهء حملات مبلغان مسيحى در آفريقا و جزاير هند غربى ( درياى كارائيپ ) بود ، هنوز در همسايگى شمال غربى هند رواج داشت . در سرزمين پنجاب رسم بيوه‌سوزى هنوز پابرجا بود . در برمه ظلم و ستمى كه اواها بر همگان روا مىداشتند شهرهء آفاق و به صورت افسانه درآمده بود . البتّه فشارهايى كه اين گروه‌ها مىآوردند وزن سنگينى فشارهاى بازرگانان را نداشت امّا در شرايط موجود آن روز براى قانع كردن افكار عمومى انگلستان ، در راستاى ادامهء سياست تجاوز و تصرف سرزمين‌هاى همسايهء هندوستان ، لازم و سودمند بود . سرانجام بايد عقدهء خود بزرگ‌پندارى كه تمام ملّت انگلستان بدان دچار شده بودند را يادآور شويم . از چكيدهء عقل‌گرايى توأم با خوشبينى فلاسفهء فرانسوى ، اين باور اروپاييان پيدا شد كه تمدن اروپا بهترين و پيشرفته‌ترين تمدن‌ها بوده و هر روز بر پيش روى آن تمدن و عقب‌ماندگى ديگر تمدن‌ها افزوده مىشود . اصل عقل‌گرايى پيشرفت را به كف باكفايت اروپاييان سپرده