در نگاه اوّل فتح دو سلطاننشين و تصرف دو سوم خاك سلطاننشين سوم و حمله و اشغال موقتى سلطاننشين چهارم حكايت از امپرياليسم خشن و بىپروا مىكند . امّا انگيزهء اين فعاليتهاى گوناگون چه بود ؟ مىارزد ، قبل از شرح آنچه رويداد ، اندكى به اين انگيزهها بپردازيم . البتّه انگيزهء اوّلى امنيت بود . در اين مورد از همسايگان مجاور بيمى نبود ، امّا در شمال غربى نفوذ خرس بزرگ ، يعنى روسيه ، احساس مىشد . پس از شكست ناپلئون ، روسيه قدرتمندترين دولت اروپا شد ، و درصدد تجاوز و دستاندازى به تركيه و ايران بود . در همان دورهاى كه بن تينك سرگرم بود تا جاى پاى خود را در شرق مستحكم كند پالمرستون وظيفهء خود مىدانست از جاهطلبىهاى روسيه در شرق نزديك جلوگيرى نمايد . اگر هند عاملى براى جلوگيرى از نفوذ روسيه در خاور نزديك مىشد ، شايد تعادل سياسى مطلوبى به دست مىآمد .
نياز به جلوگيرى از نفوذ روسيه در درياى مديترانه ضرورت داشت . خطر بالقوه روسيه براى هند را نمىشد ناديده انگاشت . امّا در ذهن اشخاص توسعهطلب و ناآرام مسئلهء امنيت به صورت خيالات عجيب و غريب درآمده و سبب مىشود تا فرد گرفتار بدان از فرط بدخيالى واقعيتها را ناديده بگيرد .
به بهانهء احتياط و پيشبينى ، دست به اعمال نامعقول زند . انگيزهء پرتوان ديگر بازرگانى بود . بازرگانان و توليدكنندگان انگلستان ، حال كه از قيد انحصار كمپانى آزاد شده بودند خيلى زود درك كردند كه به علّت فقر عمومى و نبودن شبكهء ارتباطى باكفايت امكان استفاده كردن ، از بازار موجود ، محدود است .
نتيجه آن شد كه آرزومندانه به بازارهاى واقع در فراسوى مرزهاى هند چشم طمع بدوزند . لابد مردم ساكن سرزمين سردسير تبت نياز مبرم به پارچههاى گرمى دارند كه در انبارهاى كارخانهجات نساجى يور كشاير انبار شده بود ! اگر حكومت ناقابل برمه برچيده مىشد آيا دستيابى به محصولات ارزان قيمت آن سرزمين آسانتر و ارزانتر نمىشد ؟ اگر مردم كارآمد پنجاب و نيروهاى آبيارى بالقوه رودخانههاى آن ديار تحت تسلط بريتانيا قرار
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 178
مساهمون: روميلا تاپار
ص١٧٨