مىكند بگوييم اقدامات بعدى او بود كه سبب نزديكى غرب به شرق شد و آن فرايندى را آغاز كرد كه هندوستان آزاد امروزى را به وجود آورد . پيش از او تمايلى اينگونه وجود نداشت . امّا بعد از او اين تمايلات به صورت نهضتى درآمد كه هيچ مانعى نتوانست جلوى آن را بگيرد . نخست به نام قوانين اخلاق جهانى ( كه از ديدگاه او همان قوانين اخلاقى غربى بود ) به آن بدىها و ستمهاى اجتماعى ، كه هنوز محافظهكاران از آنها پشتيبانى مىكردند ، حمله آورد . در سال 1828 سوتى كردن و يا سوزاندن زن بيوه را همراه با نعش شوهرش ممنوع و قدغن كرد . . در پنجاه سال گذشته در دفاتر حكومت بنگال سالانه پانصد تا هشتصد و پنجاه مورد سوتى كردن ثبت شده بود . در فرضيهء محافظهكاران سوتى كردن امرى داوطلبانه بود كه توسط زن هندى ، كه اشتياق داشت توسط شعلههاى پاك كنندهء آتش از شوهر ايزد مانندش جدا نشود ، داوطلبانه انجام مىشد . امّا در عمل اين خويشان طمعكار و خودپسند شوهر بودند كه زن را مجبور مىكردند خود را بسوزاند تا از يك سو از اعتبار و شهرت داشتن يك سوتى در خاندان بهرهمند شوند و از سوى ديگر چشم طمع به دارايى زن دوخته بودند و يا لااقل مىخواستند خود را از شريك نانخور اضافى رها سازند . بيست سال طولانى بود فرمانروايان كل هندوستان نمىتوانستند در اين باره تصميم قطعى بگيرند . امّا چون بن تينك در اين باره قدم برداشت اسباب تعجّب همگان شد كه اين ممنوعيت با مخالفت چندان روبرو نشد . هندوان بسيارى ، از اين كه اين لكهء ننگ از جامعهء آنان برداشته شد ، خوشوقت شدند . حتّى گروهى از بنگاليان به پيشوايى رام موهان روى « 1 » از اين اقدام پشتيبانى كردند . قدم دوم او نابود ساختن تاگها بود كه در هند مركزى رسم داشتند براى انجام مراسم مذهبى مربوط به ايزد بانوى كالى - مظهر شهوت و لذّت جنسى - مردم بيگناه را بىسروصدا سر به نيست كنند .
هامش
( 1 ) .Ram Mohan Roy