حتّى محافظهكاران نياز به ترغيب و تشويق نداشتند تا از اين اقدامات پشتيبانى كنند ، هر چند هم اين اقدام و هم ممنوع كردن سوتى نوعى تحميل ارزشهاى غربى بر جامعهء هندى بود ، امّا دخالت مستقيم در امور هند به همين جا محدود شد . آن دسته از رسوم هندى كه ، از ديدگاه اخلاقى ، براى تمدن غربى بىتفاوت بود از هر گونه تغيير مصون ماند .
اقدامات بعدى بن تينك ظريفتر و دقيقتر و در طول زمان آثار بسيار مهمترى به جا گذاشت . مراد كاشتن بذر انديشهها و نهادهاى غربى در خاك هند و آنها را به حال خود گذشتن بود تا آن گونه كه بايد رشد و نمو كند . اين روش يادآور همان طريقى بود كه پيش از اين در انگلستان آزمايش شده بود .
مثلا دادرسى با هيئت منصفه را همراه با دادرسى به شيوهء قرون وسطا ، كه متهم را شكنجه مىدادند ، مجاز مىدانستند تا در طول سالها افكار عمومى معلوم كند كدام شيوه را ترجيح مىدهند . نخست در عرصهء آموزش و پرورش فعاليت شد . تا سال 1813 روش كمپانى اين بود كه دولت از شيوهاى آموزش سنّتى هندى پشتيبانى نمايد . هر چند اين پشتيبانى به اندازهء گسترش حمايتى كه مغولها از آموزش و پرورش مىكردند نبود . وارن هستينگز مدرسهاى براى تدريس عربى و فارسى در كلكته تأسيس كرده بود و جاناتان دونكان « 1 » مدرسهاى براى تدريس سانسكريت در مدرس . در سال 1813 مطابق قانون مقرر شد سالانه ده هزار ليره با هدف « تجديد حيات و بهبود ادبيات و تشويق ادباى بومى هند و رواج دانشآموزى در ميان ساكنان مناطق هندى تحت الحمايهء انگلستان » هزينه شود . سيستم آموزش و پرورشى نوين هندوستان با اين قانون آغاز شد . در سال 1823 « كميته آموزش عمومى » تأسيس شد تا از بودجهء پيشبينى شده در اين قانون استفاده شود . از همان آغاز ابهام ميان دو بخش اين قانون آشكار بود . در نيمى از آن از روش آموزشى
هامش
( 1 ) .Jonathan Duncan