تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
دارد كه مىگويد شعر تاميلى ( نخستين زبان ادبى جنوبىترين مناطق ) را نخستين‌بار كسانى مكتوب و به رشتهء تحرير درآوردند كه مهاجر بيگانه بوده‌اند و كارشان حجارى سنگ‌نبشته‌ها بوده است ؛ آن هم در حوالى سدهء سوم يا دوم ق . م شايد اين اشاره‌اى مهم به مئوريان باشد . هرچند كه اينان هيچ‌گاه مستقيما در جنوب و سرزمين تاميل‌ها حكمروايى نكرده بودند . اين احتمال نيز وجود دارد كه زبان تاميلى فاقد خط بوده تا اينكه در اثر تماس با مئوريان خط برهمنى را براى زبان تاميل انتخاب مىكنند . از قرار معلوم تماس‌هاى آشوكا با سلطان‌نشين‌هاى جنوبى دوستانه بوده و الا بىترديد درصدد تصرف آن‌جا مىافتاد . سلطان‌نشين‌هاى جنوبى كه در طى پيكار با بيندوسره با توانايىهاى نظامى مئوريان آشنا بودند ، احتمالا ترجيح مىدادند كه قول دوستى و همكارى داده و با آنان در صلح و صفا به سر برند . روابط مئوريان با سيلان بسيار دوستانه و نزديك بود و در سالنامه‌هاى سيلانى مطالب فراوانى راجع‌به مئوريان يافت مىشود . نه تنها پسر آشوكا مهيندا ، « 1 » به عنوان رسولى بودايى به سيلان رفته بود بلكه شاه سيلان ، تيسا ، « 2 » دوست داشت از هرحيث مقلد آشوكا باشد . به كرات سفير و هديه براى يكديگر فرستاده‌اند . شاهنشاه هند شاخه‌اى از درخت اصلى پىپال ، « 3 » كه بودا در زير سايهء آن الهام گرفته بود ، به سيلان فرستاد كه مىگويند هنوز در سيلان سرپاست . اما درخت اصلى را چند قرن بعد يكى از دشمنان مذهب بودا از پاى درآورد . ايام سلطنت سه شاه اوليه مئوريان - نود سال اول سلطنت اين خاندان - بسيار جالب و بااهميت است . اهميت اين دوره منحصر به پيروزىهاى
هامش
( 1 ) .Mahinda( 2 ) .Tissa( 3 ) .pipal