بلكه كودك نيز قانونا پسر صاحب كنيز دانسته مىشد . شايد آنچه باعث آشفتگى ذهن مگاستانس در اين زمينه شده ، اين است كه وضع طبقاتى افراد با وضع اقتصادى آنان گاهى ناسازگارى داشت . رسما از نيروى بردگان براى توليد انبوه استفاده نمىشد . در جوامع يونانى فرقى آشكار و مشخص ميان آزادمردان و بردگان وجود داشت . چنين تفاوت آشكارى در جامعهء هندى ديده نمىشد . در هند برده مىتوانست آزادى خود را بازخريد كند و يا صاحب او مىتوانست داوطلبانه او را آزاد نمايد . اگر از آرينها بود مىتوانست وضع طبقاتى آرينى خود را بازيابد . اين نظام در يونان وجود نداشت . آنچه در جامعهء هند تغيير نمىكرد آزادى يا بردگى نبود ، موقعيت كاستى فرد بود .
اين واقعيت كه شاه مالك زمينها بود ، مانع از اين نبود كه افراد خردهمالك باشند . اينگونه مالكيت هم شامل زمينهايى مىشد كه صاحب آن شخصا در آن كار مىكرد و هم زمينهايى كه توسط مزدوران كشت مىشد . استفاده از كارگر مزدور كشاورزى هم از سوى افراد معمول بود و هم از سوى دولت . در سنگنبشتههاى آشوكا به اين معنا اشاره شده است . دونوع درآمد از زمين ممكن بود : يكى اجارهء معين در برابر حق استفاده از زمين و ديگرى دريافت بخشى از توليدات . اين دونوع درآمد از يكديگر متمايز بود . بخش دريافتى از توليدات از هر ناحيه نسبت به ناحيهء ديگر فرق مىكرد و از يك چهارم تا يك ششم محصول را مىتوانست شامل شود و متناسب بود با زمينى كه فرد كشاورز در آن بهكار مشغول بود و براى تمام روستا يكسان نبود و با كيفيت زمين نيز بستگى داشت . خزانهدارى حق داشت از چوپانان و حشمداران نيز بسته به تعداد حيوانات و مقدار توليدات آنها ماليات وصول كند .
كشاورزان هندوستان از اهميت آبيارى براى شرايط كشاورزى كاملا آگاه بودند . در نواحى معينى آب زراعتى توزيع و اندازهگيرى مىشد . در ارتاشسترا به ماليات آب اشاره شده است . هرجا دولت وسايل آبيارى را فراهم آورده
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 102
مساهمون: روميلا تاپار
ص١٠٢