بوده و شهر شرينگار « 1 » را آشوكا بنا كرده است . مىگويند شهر ختن ، در آسياى مركزى نيز از مئوريان اطاعت مىكرده است . در منابع تبتى آمده سلطاننشين ختن را تبعيديان سياسى هندى و جينى ايجاد كرده و آشوكا از شهر ختن بازديد كرده بوده است . اين گفتهء آخرى را بايد با شك و ترديد تلقى كرد . چنين سفرى مستلزم گذر كردن از مناطق صعب العبور بوده است . به طور قطعى بر صحت گفتههاى مربوط به داشتن رابطه با چين در آن دوره نمىتوان رأى داد .
هنوز بسيار زود بود تا از راههاى آسياى مركزى بتوان استفاده كرد . هر نوع تماس و رابطهاى بايد از طريق كوههاى شرقى در جهت آسام و برمه صورت گرفته باشد . اما طرز قرارگرفتن اين رشته كوهها و ارتفاع زياد آنها بايد مانع جدى براى ارتباط بوده باشد . مئوريان ارتباط نزديك با سرزمينى كه « نپال » امروزى است داشتهاند ، زيرا اين كوهپايهها در داخل شاهنشاهى آنان قرار داشت . مىگويند يكى از دختران آشوكا به عقد يكى از نجباء و اشراف كوهستانهاى نپال درآمده بود . استان ونگا « 2 » ( بخشى از بنگال امروزى ) در مشرق ، يعنى مصب ناحيهء گنگ ، واقع بود . بندر عمدهء اين مصب ، شهر تامراليپيتى « 3 » باعث اهميت استان ونگا بود . كشتىهايى كه عازم سواحل برمه و يا جنوب هندوستان بودند ، مىبايست سفر خود را از اين شهر آغاز نمايند .
قلمرو نفوذ مئوريان را در جنوب هندوستان از محل سنگنبشتههاى آشوكا در جنوب مىتوان استنباط كرد كه در آن سوى ميسور ديده نمىشوند . آشوكا از اقوام جنوبى كه با آنها روابط دوستانه داشته نام مىبرد . از جمله چولاها « 4 » و پندىها ، « 5 » ساتياپوتراها « 6 » و كرالاپوتراها . « 7 » روايتى وجود
هامش
( 1 ) .Shrinagar( 2 ) .Vanga( 3 ) .Tamralipti( 4 ) .Chola( 5 ) .Pandya( 6 ) .Satiyaputra( 7 ) .Keralaputra