تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
زانوان و نيمهء ساق پاى آنان مىرسد . در بالاتنهء خود جامه‌اى دارند كه بخشى از آن را روى شانهء خود انداخته و بقيهء آن را دور سر خود مىپيچند . هندوان گوشواره‌هاى عاج بر گوش مىآويزند . اما فقط هندىهاى توانگر چنين مىكنند . از چتر چون پرده‌اى براى جلوگيرى از حرارت آفتاب استفاده مىنمايند . پاافزار آنان از چرم سفيد است كه به تفصيل آراسته شده است . كف كفش‌هاى آنان رنگين است و بسيار قطور مىباشد تاآنكه شخصى كه آن را بر پا دارد بلند قد بنمايد . اما خيالبافى نيز هميشه وجود دارد از هندىهايى سخن مىگويد كه ده‌پا قد و شش‌پا پهنا دارند : بعضى از آنان به جاى منخرين دو سوراخ براى تنفس بالاى دهان خود دارند . لالهءگوش آنان چنان بزرگ است كه مىتوانند در آن بخوابند . بعضى از اقوام هندى دهان ندارند اما طبيعتى نسبتا آرام و مهربان دارند و در سرچشمهء رود گنگ زندگى مىكنند و با استشمام بخارها زندگى مىكنند . . . در پاره‌اى از نقاط هندوستان فلز برنج از آسمان به صورت قطره‌هاى برنجين مىبارد . « 1 » اسكندر در پنجاب تعدادى آبادى يونانىنشين بنياد گذاشت كه هيچ‌يك از آنها به‌عنوان شهر دوام نياورد و باقى نماند . شايد ساكنان يونانى اين آبادىها به شهرهاى مجاور مهاجرت كرده و ازجمله يونانيان سرگردان در نواحى شمال غرب هندوستان شدند . حركت سپاه يونانى از سرزمين يونان و گذر از آسياىغربى و ايران و رسيدن به هندوستان سبب گشوده شدن و تقويت راه‌هاى بازرگانى ميان شمال غرب هندوستان ، از طريق افغانستان و ايران ، تا آسياى صغير و بندرهاى مديترانهء شرقى شد . اين امر موجب رونق تجارت ميان شرق و غرب گرديد . ترديدى نيست كه يونانيان در اين تجارت نقش داشته‌اند . اسكندر بسيارى از جمهورىها و سلطان‌نشين‌هاى كوچك شمال
هامش
( 1 ) . استرابو ، جغرافيا .