سال 330 ق . م پايان يافت . چند سال بعد شمال غرب هندوستان نيز لگدمال پاى ستوران يونانى شد .
در سال 327 ق . م اسكندر مقدونى به پيشرفت خود در شاهنشاهى داريوش ادامه داد و وارد استانهاى هندى شاهنشاهى هخامنشيان شد .
اردوكشى يونانيان به شمال غرب هندوستان دوسال طول كشيد . اين لشكركشى هيچگونه تأثير تاريخى يا سياسى در هندوستان بر جاى نگذاشت .
در هيچيك از منابع و مآخذ هندى حتى يكبار هم اسمى از اسكندر برده نمىشود . ظاهرا يونانيان با همان سرعتى كه پا به خاك هندوستان گذاشتند ، از آنجا هم رفتند . هدف اسكندر از اردوكشى به هندوستان اين بود كه به شرقىترين بخشهاى شاهنشاهى داريوش برسد و معماى اقيانوس را ، كه حد و حدود آن براى جغرافيادانان يونانى ناشناخته بود ، حل كند و سرزمين افسانهاى هند را به فهرست پيروزىهاى خود بيفزايد . در اين اردوكشى ناچار شد كه از پنج رودخانهء سرزمين پنجاب گذر كند . در ساحل آخرين رود سربازان او از ادامه پيشروى امتناع كردند . آنگاه اسكندر تصميم گرفت كه رود سند را تا رسيدن به دريا دنبال كند و از آنجا به بابل برگردد . بخشى از سپاه خود را از راه دريا به خليج فارس بفرستد و بقيه را از خشكى ، از طريق ساحل ، عبور دهد . اين اردوكشى نبردهاى سختى را شامل شد . از جمله نبرد مشهور هيداسپس « 1 » عليه پورو ، « 2 » شاه سرزمين جهلوم . « 3 » طوايف و قبايل فراوانى را كه هم با حكومت جمهورى اداره مىشدند و هم با نظام سلطنتى ، مجبور شد به انقياد خود درآورد . در مبارزه با طايفهء مالوى ، « 4 » اسكندر زخم برداشت و يونانيان از اين قبيله انتقامى سخت گرفتند . سپاهى كه مجبور شد رود سند را دنبال كند ، متحمل دشوارىهاى فراوان شد . اسكندر براى ادارهء
هامش
( 1 ) .Hydaspes( 2 ) .Poros ( Puru )( 3 ) .Jhelum( 4 ) .Malloi