متصرفات خود در هندوستان فرماندارانى را منصوب كرد . اما مرگ او ، كه در فاصلهء كوتاهى رخ داد ، سبب آشفتگى و اغتشاش شد و فرمانداران انتصابى او مجبور به ترك هندوستان شدند تا بخت خود را در سرزمينهاى مغرب فلات ايران بيازمايند .
مهمترين نتيجهء اردوكشى اسكندر به هندوستان نه سياسى بود و نه نظامى . نتيجهء عمدهء سفر جنگى او اين بود كه تعدادى از يونانيان همراه او خاطرات و ملاحظات خود را ثبت كردند و موجب شدند تا منابع گرانبهايى براى روشن ساختن اوضاع آن دورهء هند بهجا ماند . از اين نوشتهها برمىآيد كه هنوز برخى از رسوم و عادات غيرآريايى در شمال غرب هندوستان رايج بوده است . آريايىگرايى سنتى در مشرق هند توسعه و گسترش يافته بود و مناطق شمال غربى فرصت يافته بودند كه با بيگانگان تماس و رفتوآمد پيدا كنند . بيگانگانى كه از نظر آرينها ناپاك و نجس بودند . اشارات متعدد به جمهورىها حكايت از آن مىكند كه علىرغم توسعهطلبى و استعمارطلبى مگده ، حكومتهاى جمهورى در اين نواحى دوام آورده بودند .
وصفهاى يونانيان اغلب توأم با خيالبافىهاى فراوان است . اما آشنايى بيشتر يونانيان با هنديان و هندوستان در سدههاى بعدى سبب شد تا اينگونه اغراقگويىها و خيالبافىها تا اندازهاى اصلاح و تعديل شود . اغلب اين شرحها مخلوطى عجيب از واقعيت و افسانه است .
نئارخوس ، « 1 » درياسالار اسكندر ، دربارهء لباس و جامهء هنديان چنين مىگويد :
لباسى كه هندىها مىپوشند از پنبهاى بافته مىشود كه روى درخت به عمل مىآيد . اما اين پنبه از پنبهاى كه در ديگر سرزمينها به عمل مىآيد يا به مراتب سفيدتر است و يا آنكه پوست سياه هندوان سبب مىشود تا به نظر سفيدتر بيايد . زيرجامهاى مىپوشند كه از پنبه بافته شده و تا زير
هامش
( 1 ) .Nearchus