پنجم ق . م به خدمت در دربار ايران مشغول بود ، شرحى دربارهء سرزمينهاى شمال غربى هندوستان بهجا گذاشته كه بخشهايى از آن سودمند و بقيه خيالپردازى محض است . مثلا وصف زير را كه از ببر مىكند :
در هريك از فكهاى خود سه رديف دندان دارد . بر سر دم خود نيشى دارد كه به هنگام زدوخورد نزديك براى دفاع از خود از آن استفاده مىكند ؛ حتى مىتواند مانند تيرى كه از كمان پرتاب مىشود اين نيش را به سوى دشمنى كه در دوردست او قرار دارد نشانه رفته و پرتاب كند .
پايتخت گندهارا شهر مشهور تكشاشيلا « 1 » بود كه يونانيان آن را تكسيلا « 2 » تلفظ مىكردند . طولى نكشيد كه اين شهر به صورت محل تلاقى تمدنهاى ايرانى و ودايى درآمد . برهمنهاى سنتگرا اين شهر را ، چون تحت تسلط ايرانيان درآمده بود ، نجس و ناپاك مىدانستند . تأثير تمدن و انديشههاى ايرانى در زمينههاى گوناگون فرهنگ هندى ديده مىشود . هندىها به تقليد از ايرانيان سكه زدند . به احتمال زياد انديشهء ايجاد كتيبههاى عظيم بر سينهء كوهها و صخرهها ، كه آنچنان مؤثر و سودمند توسط شاهنشاه آشوكا به كار گرفته شد ، تقليدى بود از سنگنبشتههاى داريوش ، شاهنشاه ايرانى . خطى كه در سرزمينهاى شمال غربى هند رواج يافته بود ، يعنى خط خاروشتى « 3 » از خط آرامى اقتباس شده بود ؛ خطى كه در ايران رايج بود . جالبترين دادوستد فرهنگى ميان ايران و هندوستان چند قرن بعد در تحولات مذهب بودا انجام گرفت . تعليمات اوليهء بودا در نهضتهاى فلسفى و دينى كه در مغرب ايران پيدا شد ، مانند كيش مانى ، تأثير فراوان گذاشت . از سوى ديگر ، كيش زرتشت كه در ايران ريشه داشت در كيش بودايى ، از نوع ماهايانا ، مؤثر واقع شد . تسلط ايران در شمال غرب هندوستان با تصرف ايران توسط اسكندر مقدونى در
هامش
( 1 ) .Takshashila( 2 ) .Taxila( 3 ) .Kharoshthi