مىشد ( مانند حملهء اونتىها « 1 » ) تحمل كرده و مقام مقتدرترين سلطاننشين جلگهء گنگ را حفظ كرد .
نانداها كه سلطنت را از چنگ خاندان شيشى نوگا درآورده بودند از تبارى پست بودند . در بعضى منابع آمده كه مادر بنيانگذار اين خاندان ، مهاپدما ، از كاست شودرا بود . همچنين آمده است كه او از همبسترى دلاكى با زنى كه به ازدواج اين و آن درمىآمد متولد شده بود . شگفت آنكه نانداها اولين خاندانى از خاندانهاى شاهىاند كه از طبقهء كشتريه نبودند . از اين به بعد است كه بيشتر خاندانهاى معتبر سلطنتى شمال هندوستان از كاستهاى غير كشتريه هستند . وضعى كه هزار سال طول كشيد تا خاندانهاى سلطنتى راجپوت « 2 » پيدا شدند . نكتهء شگفتانگيز ديگر اين دوره تعويض نقش پيشوايان مذهبى اين دوره است كه پارهاى از آنها از كاست كشتريه بودند و حالآنكه گاهى اين برهمنها بودند كه بر تخت سلطنت جلوس مىكردند .
نانداها را گاهى نخستين كسانى مىدانند كه در هندوستان دست به تشكيل شاهنشاهى زدند . چون سلطاننشين بزرگ مگده را تصرف كردند درصدد برآمدند مرزهاى خود را تا سرزمينهاى دوردست گسترش دهند . براى رسيدن به اين آرمان دست به تشكيل نيروى مسلح بسيار بزرگى زدند . مؤلفان يونانى - كه بىترديد راه اغراق مىپيمايند - مىگويند بيست هزار نفر سواره نظام و دويست هزار نفر پياده و دو هزار گردونهء جنگى و سه هزار قلادهء فيل داشتند . اما نانداها هيچگاه فرصت نيافتند تا نيروى مسلح خود را در برابر يونانىها به كار گيرند ، زيرا اسكندر مقدونى به حمله و يورش به هند ، چون به پنجاب رسيد ، پايان داد .
عامل ديگرى كه در تثبيت قدرت سلطاننشينها بسيار مؤثر بود ، هنگفت بودن مالياتهاى ارضى بود كه از منابع عمده درآمد خزانه مىشد . زمين
هامش
( 1 ) .Avanti( 2 ) .Rajput