تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
گرفت و زندگى آدمى را به چهار بخش تقسيم مىكرد . هر فردى در ابتدا دانش‌آموز بود ؛ آن‌گاه صاحب خانواده مىشد . سپس آدمى منزوى و سرانجام تارك دنيايى دوره‌گرد . پايان عمر را از آن جهت مرحلهء پايانى عمر به حساب آوردند تا فرد فرصت داشته باشد وامى را كه به جامعه دارد ادا كند . لازم به يادآورى نيست كه اين الگو و طرح زندگى تنها دربارهء كاست‌هاى بالادست قابل اعمال بود ؛ يعنى كسانى كه مىتوانستند از عهدهء آن برآيند . مع‌هذا اين ترتيب و قرار بيشتر جنبهء نظرى داشت و نه واقعى . امتياز ديگرى كه برهمن‌ها دادند ، اين بود كه تعليمات پاره‌اى از اهل زهد و عرفان را در كتاب‌هاى آرنيكه « 1 » و اوپانيشادها ، « 2 » يعنى بخش‌هاى عرفانى ودا وارد كردند . اما ترك كردن دنيا هميشه جنبهء فرار از واقعيت نداشت . فراوان بودند كسانى كه از اين طريق مىخواستند براى پرسش‌هاى بنيادين ، پاسخ‌هاى قانع كننده بيابند . صحت اين ادعا با مطالعهء اوپانيشادها آشكار مىشود كه آكنده است از اين نوع پرسش‌ها : آفرينش چگونه رخ داد ؟ آيا آفرينش ثمرهء نوعى مقاربت و معاشرت جنسى كيهانى است ؟ از گرما پيدا شده ؟ از طريق رياضت و زهد و پارسايى ؟ آيا روح وجود دارد ؟ روح چيست ؟ رابطهء بين روح آدمى با روح كيهانى كدام است ؟ - ميوهء درخت بانيان « 3 » را برايم بياور . - آوردم - آن را بشكن - شكستم - در آن چه مىبينى ؟ - تخم‌هاى بسيار كوچك و ريز .
هامش
( 1 ) .Aranyaka( 2 ) .Upanishad( 3 ) .BanYan