مجموعههاى زيارتى را ضرورى ساخت . دروازهها بهصورت مشخصههاى عمدهء معابد درآمدند . معابد بزرگ صاحب جلوخانى مسقف شدند تا مراسم پرزرق و برق ازدواج ايزد با ايزدبانو در آنجا انجام شود . در همين دوره بود كه در شمال گنبد بزرگ گلگنبد در « گلكندا » برپا شد و بهعنوان يكى از كاميابىهاى بزرگ مهندسى آن دوره مورد تمجيد و تحسين قرار گرفت . اما هيچگونه تأثيرى بر معمارى ويجاياناگارا نگذاشت .
معروف بود كه سلاطين ويجاياناگارا به نيابت از سوى ايزد شيوايى ويروپاكشا حكومت مىكنند . حمايت دربار سبب شد كه بر محبوبيت كيش شيوا در جنوب هند افزوده شود . حال ديگر فرقهء عرفانى به عنوان بخشى از كيش هندوى به رسميت شناخته شده بود . مركز فعاليت آن از تاميل به ميسور و نواحى شمالىتر و غرب « ماهاراشترا » انتقال يافته بود . يكى از نخستين قديسين ماهاراشترا كه گيتا را به زبان ماراتى نقل كرد ، جنانديوا بود . يكقرن بعد ، ناماديوا تعاليم او را دنبال كرد و بدون هيچ گذشتى به بتپرستى حمله كرد كه در مقام مقايسه با ديگر واعظان ماهاراشترا و پيروانش نمايندهء طبقات بيشترى از افراد جامعه بود . وى تندروتر بود و پيامى را كه براى همگان آورد شباهت زياد داشت به آنچه كبير و نانك مىگفتند . كريشناديوا امتياز مهمى به پيروان رو به تزايد نهضت بهكتى داد و نيايش به درگاه « ويتهوبا » از ايزدان محبوب همگان و مربوط با پايهگذاران اوليهء نهضت بهكتى در ماهاراشترا را رسميت داد .
زبانهاى محلى - « تاميل » ، « تلوگو » ، « كانندا » و « ماراتى » - تكامل يافته و پذيرفته شدند . هرچند بيشتر ادبياتى كه به اين زبانها - به استثناى تاميل - تأليف مىشد عمدتا اقيباس از تأليفاتى بود كه در اصل به زبان سانسكريت نوشته شده بود . مخصوصا حماسهها و پوراناها . اما اين زبانها بهصورت واسطهء انتقال فرهنگ درآمده بودند . ترديد هم نبايد داشت كه توفيق در اين راستا به مقياس زياد مرهون نهضت بهكتى بود . بهمنىها در شمال دكن مروج
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 448
مساهمون: روميلا تاپار
ص٤٤٨