شد . اما اگر واقعا تجديد حياتى رخداده بود لازم بود آثار آن لااقل در حوزهء دين آشكار باشد . چنين چيزى اصلا مشاهده نمىشود .
اهميت ويجاياناگارا در تاريخ نواحى جنوب هند از اينجا ناشى مىشود كه انگيزه و مشوق تكوين آن الگويى شد كه هرچند در آغاز اصالت محلى داشت ، اما روىهمرفته با الگوى شمال هند همسو بود . اين امر نه از روى تعمد بود و نه از روى تصادف . علل وقوع چنين تحول پيدايش الگويى همانند فئودالى هم در جنوب و هم در شمال بود .
پيدايش فرهنگهاى منطقهاى در چهارچوب مشترك قراردادهاى اجتماعى همانند منجر به بروز وفادارىها و اختلافات محلى گرديد . در ضمن به علت شباهتهاى كلى فرهنگهاى مختلف وابستگى مشترك نيز پيدا شد كه آنها را يكنواخت مىساخت . كسانى كه به زبان بنگالى سخن مىراندند ، از درك گفتهها و معانى اشخاصى كه مثلا به زبان كانندا محاوره مىكردند عاجز بودند . اما شرايطى زيربنايى كه سبب پيدايش و تحول اين زبانهاى محلى شده بود در همهجا كاملا يكسان بود . از اين گذشته در بُعد دينى ، نهضت بهكتى سبب آزاد شدن نيروهاى همانندى در شمال و جنوب شده بود . بگذريم كه از جنبه اعتراض اجتماعى نهضت بهكتى در جنوب خيلى زودتر از شمال خسته شد و از نفس افتاد . تعاليم اصلاحطلبانى از قبيل شانكارا و رامانوجا از يك نظر تمام هند را از طريق نشر عقايد مشترك متحد و يكدست ساخته بود . براى هندوى مؤمن هفت مكان مقدس زيارتى نه تنها شامل بادرنپات در كوههاى هيماليا بود ، بلكه رامشوارام در منتهااليه جنوب را نيز دربرمىگرفت . بازرگانى ساحلى موجب آمد و رفت بازرگانان شد .
ديگر تاجر گجراتى از رقابت با بازرگانان مالابار ممنوع نبود . به رغم گوناگونىهاى محلى حال ديگر احساس مبتنى بر همانندى و شباهت سراسر شبهقارهء هند را فراگرفته بود و جوّى مساعد براى پيدايش و روى كار آمدن حكومتى فراگير و سرتاسرى فراهم آمده بود .
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 450
مساهمون: روميلا تاپار
ص٤٥٠