تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
زبان فارسى و عربى شده بودند كه سبب شد منطقه از نظر زبان به سلطان‌نشين دهلى نزديك شود . در مالابار زبان ديگرى پيدا شده و رسميت يافته بود . زبان « مالايالام » كه هنوز هم در ايالت « كرالا » زبان مردم كوچه و بازار است . اين زبان در اصل يكى از لهجه‌هاى زبان تاميل بود . انزواى سياسى مالابار از تاميل و اقتباس اصطلاحات از ميان بيگانگانى كه در آن‌جا سكونت گزيده بودند منجر به تحول مستقل آن از زبان تاميل گرديد . زبان سانسكريت همانند شمال زبان علمى و ادبى بخش‌هاى معينى از جامعه باقى ماند . محافل دربارى تأليف زندگىنامه‌ها و داستان‌هاى تاريخى مربوط به شاهان هويسالا و ويجاياناگارا را تشويق مىكردند . شرح‌هايى از قبيل آنچه « سايانا » دربارهء « وداها » نوشت ، مورد توجه پژوهشگران واقع شد . « همادرى » بخش عمده زندگى خود را صرف شرح نوشتن بر درمه شستراها كرد ، همراه با تفسيرهايى كه با آنچه معاصران وى در شمال مىنوشتند هماهنگ بود . اما اين‌گونه تأليفات و نوشته‌ها در پيشرفت و تحولات بنيادها و مؤسسات اجتماعى نقش بسيار ناچيز داشت . از نظر تاريخ ، فكر و انديشهء ويجاياناگارا دوره‌اى ايستا در جنوب هند بود . از منابع كشاورزى و بازرگانى سيل ثروت سرازير بود و طبقات بالاى جامعه زندگانى مرفهى داشتند . جذب و تحليل اسلام بىسروصدا انجام گرفت . جريانى را كه در اصطلاح تجديد حيات كيش هندو مىخوانند منجر به درگيرىها و تنش‌هاى روشنفكرانه نشد . اينكه مىگويند در اين دوره كيش هندوى از روى آگاهى از نو زنده شد ، به شدت مورد ترديد است . البته در اينكه شاهان ويجاياناگارا از پشتيبانى همه‌جانبهء كيش هندوى دريغ نمىكرده‌اند ، نبايد شك كرد . اما دليل اين امر فقط اين است كه اينان تنها سلسلهء سلطنتى آن روزگار بودند كه به اندازهء كافى توانايى مالى داشتند كه بتوانند نيازهاى مالى مؤسسات هندى را برآورده كنند . همين‌گونه جريان ، اما به مقياس كوچك‌تر در سلطان‌نشين‌هاى راجپوت مىوار و ماروار تكرار
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 449 | روميلا تاپار / همايون صنعتى زاده